تبليغاتX
نسیم سحری
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
     با عرض تسلیت شهادت امام جعفر صادق ( ع ) حدیثی از ایشان در باره ی خصلت های منافق از کتاب الکافی نقل می کنم :

     از امام صادق ( ع ) نقل شده که رسول خدا ( ص ) فرمود : سه خصلت است که در هر کس باشد منافق است ، هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند ... : کسی که هرگاه امین شمرده شود ، خیانت کند و زمانیکه سخن گوید دروغ گوید ، و چون وعده دهد تخلف کند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 18:4  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     امیدوارم امسال رمضان خالص تر و بی ریایی داشته باشیم . بعد از حوادث پیش آمده در انتخابات اخیر برخی از دوستان اظهار می کردند که اعتقادات مذهبی شان سست شد . درست بر عکس این دوستان معتقدم که باورهای دینی ما محکم تر شده و باید بشود . ما که دین مان را از دولت نگرفته بودیم . ملت ایران بیش از هزار سال است که اسلام را پذیرفته است . بر این اعتقادم که اگر چه عملکرد ریاکارانه ی برخی از اصحاب قدرت به دین و اسلام و تشیع ضربه ی جبران ناپذیری زده است که دفاع از آن را در آینده بسیار مشکل خواهد کرد ، اما اگر خدا بخواهد در اعتقاد و عمل به دین خالص تر و مومن تر خواهیم شد . دولت صاحب دین نیست و خدا حافظ دین است .

     ماه رمضان ماه برکت و نشاط و فرو آمدن رحمت واسعه ی الهی است . دعا و انس بیشتر با قرآن را فراموش نکنیم و امیدوار باشیم که روزنه ای هر چند به کوچکی ظرفیت ناچیز خودمان از عالم معنوی به روی ما باز شود و خدای رمضان گناهان ما را به لطف و کرمش ببخشاید که الحمدلله الذی سبقت رحمته غضبه . مبارک باد بر شما ماه مبارک رمضان .

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 1:53  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     سلام یر دوستان عزیزی که در یک سال گذشته از هر نظر مرا در ادامه ی کار این وبلاگ یاری کردند . مخصوصا از آقای مجتبی تقوی مدیر بزرگوار وبلاگ فریاد که در ایجاد این وبلاگ و ادامه ی کار آن تا مدت ها مرا بی دریغ یاری کردند . همچنین تشکر صمیمانه دارم از باران مدیر محترم وبلاگ که عشق آسان نمود اول که کریمانه بسیاری از تکنیک های وبلاگ نویسی را به من یاد داد . و نیز مدیر محترم وبلاگ تنهایی و سوز عشق که او نیز در این زمینه بسیاری چیزها به من آموخت . و سایر دوستانی که اگر بخواهم اسم ببرم طولانی می شود .

     بله . یک سال گذشت . در آغاز مسیری را در نظر داشتم . اما فضای مجازی تاثیرات خاص خود را داشت و جهت را تحت تاثیر قرار داد ، اما خوشبختانه هدف بر جای خود باقی ماند .

     در آغاز بنای من بر این بود که مقالات علمی در زمینه های مورد علاقه ی خودم ( تاریخ ، تاریخ ادیان ، تاریخ یران و اسلام ٬ روانکاوی ، عرفان ، فلسفه و مسائل فکری ، اندیشه ی سیاسی و مسائل سیاسی روز ) بنویسم یا نوشته های پیشین را ارائه کنم . اما سرعت در فضای مجازی مجالی و استقبالی از این مقولات را تا کنون اقتضا نکرد .

     سلیقه ها مختلف است ، برخی از دوستان به شدت درخواست تحلیل مسائل سیاسی را داشته و برخی دیگر با همان شدت مخالف بودند . سیاست البته علاقه مندی دست سوم من ، آن هم از باب احساس وظیفه ست .

     به هر حال از شما انتظار تبریک و گل و عزیزم گفتن و جانم شنفتن ندارم . انتظارم نقد و نظر واقع بینانه ٬ راهگشا و همراه با حوصله و تامل است . مخصوصا پاسخ به این سئوالات :

1 _ عیب ها و نارسایی های کلی ، مطابق با سطح انتظار و علاقمندی شما .

2 _ مزایا و نقاط قوت کلی .

3 _ پیشنهادات راهبردی و خاص .

4 _  موضوعات مورد علاقه ی شما .

5 _ مسائل کوچکتری مانند قالب ، سبک نگارش و ادبیات ، کوتاه یا طولانی بودن مطالب وبلاگ ...

6 _ هر موردی که خود صلاح می دانید و در پنج بند بالا نمی گنجد .

     در پایان ضمن تشکر صمیمانه از همه ی شما عزیزان ، لازم است بگویم که در این یک سال 150 پست ، یا مطلب کوتاه و غالبا بلند در این وبلاگ ، با موضوعات متفاوت ارائه شد . حدود 32600 نفر به این وبلاگ سر زدند . نزدیک به 17 هزار نفر بازدید واقعی داشته و مطالب را خوانده اند و اکثر آن ها کامنت گذاشتند . تعدادی از این بازدید کننده ها هموطنان خارج از کشور بودند که آمار آن ها بر اساس شمارنده ی سایت وبگذر به شرح زیر است :

آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 ج. ا. ايران

13774

82.44%

2 آمريکا

993

5.94%

3 انگلستان

461

2.75%

4 امارات

256

1.53%

5 آلمان

252

1.5%

6 کانادا

223

1.33%

7 سوئيس

147

0.87%

8 سوئد

70

0.41%

9 هلند

46

0.27%

10 کويت

45

0.26%

11 فرانسه

43

0.25%

12 مالزي

41

0.24%

13 فنلاند

28

0.16%

14 استرالیا

24

0.14%

15 يونان

21

0.12%

16 افغانستان

21

0.12%

17 بوسني و هرزه گوين

18

0.1%

18 جمهوري چك

17

0.1%

19 هند

17

0.1%

20 ترکيه

16

0.09%

21 اتريش

16

0.09%

22 دانمارک

16

0.09%

23 ايتاليا

15

0.08%

24 بلژيک

14

0.08%

25 نروژ

14

0.08%

26 قطر

14

0.08%

27 اسپانيا

9

0.05%

28 چين

9

0.05%

29 عربستان

7

0.04%

30 بحرين

7

0.04%

31 فيليپين

7

0.04%

32 ژاپن

6

0.03%

33 آذربايجان

5

0.02%

34 کره جنوبي

4

0.02%

35 عراق

3

0.01%

36 پاکستان

3

0.01%

37 سنگال

3

0.01%

38 فلسطين اشغالی

2

0.01%

39 روسيه

2

0.01%

40 قبرس

2

0.01%

41 مجارستان

2

0.01%

بقيه کشورها

34

0.2%

مجموع

16707

100%


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 22:5  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

      اولین آیه ی سوره ی بقره می فرماید : این کتاب بی تردید پرهیزگاران را هدایت می کند . و در جاهای دیگری می فرماید : خدا پرهیزگاران را دوست دارد ... خدا با پرهیزگاران است ... خدا فقط پرهیزگاران را هدایت و موعظه می کند ... خداوند فقط از پرهیزگاران ( عمل خیر را ) قبول می کند ... عاقبت به خیری فقط مال پرهیزگاران است ... دوستان در روز قیامت دشمن یکدیگر می شوند مگر پرهیزگاران ... هر کس پرهیزگاری پیشه کرد و صالح شد نه ترسی و نه غمی داشته باشد ... کسی که پرهیزگاری پیشه کرد و در راه خدا انفاق کرد و به راستی رو به خدا کرد ، زندگی را بر او آسان می کنیم ... هر که پرهیزگاری پیشه کرد ما کارها را بر او آسان می کنیم ... هر که پرهیزگاری پیشه کند ما قدرت تشخیص حق از باطل را به او می بخشیم ...

     این ها بخشی از آیاتی است که با آن ها آشنا بودم اما تجمیع آن ها را و نیز برداشت از معنی تقوی را مدیون استاد کریم محمود حقیقی هستم . 

     این پرهیزگاری چیست که همه ی رستگاری در اوست ؟ تقوی یعنی خود نگهداری . در جایی که میل و نیاز و خواهش باشد ، و انسان خود را به خاطر دستور خداوند از انجام عملی نگهدارد . اگر میل و نیاز و خواهش نفس نباشد و انسان خود را از انجام عملی باز دارد ، این پرهیزگاری نیست ، چرا که تمنایی نیست تا پرهیزی باشد .

      پرهیزگاری ارتباطی به ثروت ٬ قدرت ٬ فقر ٬ دانش و فلسفه یا صنف خاصی ندارد . در میان هر صنفی اعم از کشاورز و کارگر و تاجر و معلم و عالم و بی سواد ... ٬ از این بندگان صالح خدا وجود دارد .

     روزه از مصادیق پرهیزگاری ست . چرا که روزه نه تنها خود نگهداری از انواع خواهش ها اعم از خوردن و آشامیدن و میل جنسی و میل به دروغ و غیبت و تهمت ... و تمایلات حرام است ، بلکه خود نگهداری از برخی امیال مباح و حلال نیز هست . رمضان ماه نور و نزول نور و نورانی شدن و صیقل جان است . مبارک باد بر شما رمضان المبارک .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 0:50  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     دیروز روز خوبی برای وبلاگ های عضو بلاگفا نبود . من حتی به وبلاگ خودم هم به خوبی نتوانستم سر بزنم . ولی مثل اینکه مشکل حل شد .

    دوست بسیار عزیزی حدود دو ماه پیش ، به مناسبت جوانمرگ شدن یکی از عزیزترین کسانم که در آذر ماه هفتاد و سه مرا در سوگ بسیار عمیقی فرو برد ، چند جمله ای از رابیندرانات تاگور نوشت و به من داد . با تشکر صمیمانه از این دوست گرانقدری که صداقت و صفای باطنش ، در این روزگار دو روئی و دو رنگی ، گوهری کمیاب و خلوص ایمانش تا عمق جان آدمی نفوذ می کند ، آن چند جمله را در اینجا می نویسم :

     ای خداوند ! تا زنده بود در مقابل هر هدیه ای که به من می داد می توانستم هدیه ی دیگری به او دهم ، ولی دیگر آن روزگاران وجود ندارد و شب او به صبح گرائیده است .

     ای خداوند ! تو او را در آغوش خود گرفته ای و من امروز هدیه هایی را که برای او تهیه دیده بودم به پای تو می ریزم .

     برای هر ظلم و خطایی که نسبت به او مرتکب شده ام ، امروز بخشش می طلبم .

     شکوفه های عشق و سپاسم را که دیگر او نمی تواند بپذیرد ، ای خداوند ! امروز به تو هدیه می کنم اگر چه همه از آن اوست .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 6:48  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

          با تبریک ولادت امیرالمومنین علی ( ع ) فرازی از خطبه ی 216 او را به شما تقدیم می کنم :


     ای مردم ! از پست ترین حالات زمامداران ، در نزد صالحان ، این است که گمان برند آن ها دوستدار ستایش اند ، و کشور داری آنان بر کبر و خود پسندی استوار باشد .خوش ندارم گمان کنید که من ستایش را دوست دارم ... من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبا ستایش نکنید ، تا از عهده ی وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم بر آیم ...


     با من ، چنانکه با پادشاهان ستمگر سخن می گویند ، حرف نزنید ... گمان نکنید که اگر حقی به من پیشنهاد کنید بر من گران آید... زیرا کسی که شنیدن حق یا گفته شدن عدالت بر او سخت باشد ، عمل کردن به آن بر او دشوار تر خواهد بود . پس از گفتن حق یا مشورت در عدالت خود داری نکنید ، زیرا خود را برتر از آنکه اشتباه کنم و از آن در امان باشم نمی دانم ، مگر آنکه خداوند مرا حفظ کند ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 23:25  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     فاطمه یعنی بریدن ، از شیر گرفتن بچه . زهراء یعنی زن نورانی ، خوش آب و رنگ و زیبا . فاطمه را به معنی برنده و جدا کننده ی حق از باطل هم گفته اند . تولدش را اکثریت مورخین و محدثین اهل سنت و تعداد کمی از شیعیان 5 سال قبل از بعثت و اکثر مورخین و محدثین شیعه 5 سال بعد از بعثت دانسته اند . به روایت دسته ی اول عمر او 28 سال و به روایت دسته ی دوم 18 سال بود . اما با توجه به تعداد فرزندان وی 28 سال معقول تر است .

     خب در مورد او گفته اند که برای پدر مادری خوب و برای شوهر همسری خوب و برای فرزندان مادری خوب بود . هم خانه داری خوب و هم زنی دارای احساس مسئولیت ، و عمل اجتماعی . او نیز یک شخصیت تاریخی و یک شخصیت حقیقی ، افسانه ای و اثیری دارد . شخصیت تاریخی او به درستی شناخته نشد چه رسد به شخصیت اثیری و آرکیتایپ و کهن الگویی و نمونه ی نخستین و مثالی او . 

      روز تولدش را روز زن نامیدند اما آنچه از او به ما یاد دادند حد اکثر دعوای فدک و زخمی شدن بین در و دیوار و پهلوی شکسته ست . اما او زنی بود که در مسائل سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشت و خطبه می خواند و هشدار و  آگاهی می داد و نسبت به سرنوشت دین و مردم بی تفاوت نبود . بگذریم .

      تاریخ پر است از ستم هایی که بر زن و مرد رفته است . اما ستم بر زنان تنها از جانب حکومت ها و اهل قدرت و ثروت نبود . نظام اجتماعی در تاریخ حیات بشر ادواری داشت و در همه ی این ادوار بر انسان ستم شد اما مردان به علت فیزیک بدن و  در دست داشتن اقتصاد خانواده ، علاوه بر مناسبات نادرست اجتماعی ، ستم مضاعفی بر زن روا داشتد .

      زمانی زنان به حقوق شایسته ی خود به طور کامل دست خواهند یافت که در صدد تغییر مناسبات و عرف و قوانین اجتماعی و نیز استقلال اقتصادی باشند . مبارک باد این روز خجسته  بر همه ی زنان مسئولیت شناس و فعال در عرصه ی تعیین سرنوشت اجتماعی و به ویژه بر کسانی که اهل معرفت اند . چرا که به درستی گفته اند زنان بیش از مردان حس دینی دارند .

لطفا در مورد فونت خط نسبت به گذشته ٬ نظرتون را بنویسید .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 19:41  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     نکته مهم دیگر در مورد دکتر شریعتی آمیختگی دانش و بینش و ارزش است . سخن او از جنس دانشی ست که بینش و ارزش را نیز همزمان در جان شنونده و خواننده می دمد . گویی سخنش از جنس سخن عرفاست . سحر آمیز و افسونگر و آمیخته با هنر و الهام که آگاه می کند و تربیت می کند ، خواندن آثارش عین خودسازی ست و جان آدمی را دگرگون می کند .

      شاید بگویند این خاصیت ایدئولوژی ست که آگاهی کاذب می دهد ، اما سخنان او در مورد پیامبر اسلام و زندگی اش و سلوکش و زنانش و جنگ و صلحش ، و در باره ی علی ، فاطمه ، حسین ، زینب ، ابوذر ، سلمان ، مقداد ، یاسر ، سمیه ، عمار ... صادق است و نه کاذب .

      او همدستی زر و زور و تزویر ، و استثمار و استبداد و استحمار را در ادوار گوناگون تاریخ و اشکال مختلف خود با صداقت بیان کرد . او آسیب های تبدیل نهضت به نظام و حرکت به نهاد و جنگ مذهب علیه مذهب را به درستی و زیبایی تمام بیان کرد .

      او بری از اشتباه ، مثل هر انسان بزرگ دیگری ، نبود . اما بخش اعظم اندیشه ی او گاهی صادق است نه کاذب . و انسان ساز است نه انسان فریب .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 13:26  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

        نکته ای از نکات بسیار ، در مورد دکتر شریعتی ، از دوره ی نوجوانی خودم یادم  آمد که حیف است نگویم . هر کتابی یا نواری از او می خواندم و گوش می دادم ، علاوه بر آگاهی و دانشی که می داد ، و آن آگاهی را جای دیگری نمی شد و هنوز هم نمی شود پیدا کرد ، ایجاد اشتهای سیری ناپذیر دانستن بود .

      او در هر کتاب یا کنفرانسی یک موضوع را مورد بررسی قرار می داد ، اما با وسعت اطلاعاتش در همه ی زمینه های علوم انسانی به مسائلی و دانسته هایی ، برای بیان موضوع اصلی به صورت گذرا اشاره می کرد که انسان را وادار به خواندن و دانستن حاشیه ی بحث از منابع دیگری می کرد . مثلا اگر در مورد هنر سخن می گفت از ادیسه و ایلیاد یاد می کرد تا بتهوون و موسیقی و پیکاسو و نقاشی ... یا اگر از انتظار می گفت ، موعودهای ادیان مختلف را نام می برد .

 و چنین بود که خواننده اشتها پیدا می کرد که به منابع اصلی مراجعه کند برای دانستن این حواشی شیرین . این است که برای یک نوجوان و یا جوان خواندن آثار او پیش نیازهایی دارد که از قضا بعد از خواندن آثارش احساس نیاز می شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:25  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

 

     ۲۹ خرداد یاد بود دکتر شریعتی ست که در ذهن و روح و جان و دل و زبان نسل انقلاب حضور دارد و در تاریخ اندیشه ی اسلامی و ایرانی ماندگار است . راز ماندگاری اش در اندیشه ی پویا ٬ و فداکاری برای آزادی اسلام از اسارت تحجر و آزادی ایران و ملت های مسلمان از استبداد و استعمار است .

      تاریخ اسلام را چنان می دانست که گویی در آن عصر زیسته بود . شریعتی موسس و نو آور و مبدع بود . هنرمندی که با نگاه انقلابی ، کلمات و اصطلاحاتی ساخت که در یک قرن اخیر همتایی در این زمینه ندارد . اسلامی را پیراسته معرفی کرد که همه را ، جز متحجرین ، شیفته ی خود ساخت . تاریخ ادیانی عالمانه ارائه کرد که برتری اسلام را بر سایر ادیان به وضوح نشان می دهد . فلسفه ی تاریخی عرضه کرد که نادیده گرفتن آن بسیار سخت است .

     اگر چه دکتر سروش می گوید دکتر شریعتی به دنبال پیوند اسلام و انقلاب بود و من دنبال پیوند اسلام و دمکراسی ام ، اما او پیام آور آزادی بود . شریعتی درد مردم و درد دین داشت و معتقد بود که اندیشه و دین باید عمل اجتماعی را به دنبال داشته باشد و در خدمت مردم باشد و گر نه به درد سرگرمی اهل فلسفه و بحث های عقیم و بی حاصل می خورد . بر او خورده می گیرند که گزینشی با اسلام برخورد کرد و دین را ایدئولوژی حد اکثری کرد .

      البته بر او نقدهایی وارد است . اما طرح نهایی او عرفان ، برابری ٬ آزادی بود . مدعیان اگر می توانند طرحی بهتر عرضه کنند . سخن در این باره بسیار است اما مجالی نیست و جرس فریاد می دارد که بر بندید محفل ها . 

 دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 2:17  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  |