تبليغاتX
نسیم سحری
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
     تولد این امام عزیز را به شما تبریک عرض می کنم . شیخ مفید در کتاب الارشاد خود تولد او را سال 148 و شهادتش را 203 هجری قمری و مدت امامتش را 20 سال نوشته است . 17 سال از این مدت در مدینه و 3 سال در توس طی شد . این امام بزرگوار ده سال از آخر دوره ی خلافت هارون الرشید خلیفه ی عباسی و ده سال حکومت دو فرزندش امین و مامون ، امام شیعیان اثنی عشری بود .

     ایرانیان ملتی بودند که بیشترین نقش را در شکل گیری و تداوم تمدن اسلامی و نیز حیات شیعه ی دوازده امامی داشتند . خود عباسیان به وسیله ی ایرانیان به قدرت رسیدند ، زیرا که امویان تعصب عربی جاهلی داشته و ایرانیان را تحقیر می کردند . اما عباسیان علیرغم نفوذ عنصر ایرانی در دستگاه حکومت شان ، رفتار چندان بهتری با ایرانیان نداشتند . از این رو ایرانیان مامون را که مادرش ایرانی بود به قدرت رساندند و برادرش امین را سرنگون کردند .

     مامون که علاقه ی ایرانیان را به تشیع در دوران حضورش در خراسان درک کرده بود امام رضا ( ع ) را از مدینه به توس احضار کرد و او را به ولیعهدی برگزید . اما هنگامیکه بر اوضاع مسلط شد این امام بزرگ را مسموم و به شهادت رساند . مامون پس از اینکه به بغداد رفت مثل خلفای قبل از خود تحت تاثیر عنصر عربی قرار گرفت و به ایرانیان پشت کرد .

     جای بسط حوادث این مقطع از تاریخ اسلام در این نوشتار نیست ، اما لازم می دانم مختصرا به دو نکته ی مهم در مورد مسائل جاری اشاره کنم : 1 - به علت استفاده ی ابزاری دولت از اسلام و مقدسات اسلامی برخی از جوانان ما گرفتار شک و تردید هایی شدند و گمان می کنند که خطاها و اشتباهات دولت را باید به حساب اسلام و تشیع گذاشت . ولی باید دانست که به گواهی متون و نصوص دینی دامن اسلام و تشیع از این اشتباهات پاک و مبری ست .

2 _ این شک و تردیدها موجب شد که برخی از دین ستیزان و برخی از پیروان ادیان دیگر مثل زرتشیان و مسیحیان در خارج از کشور گمان کنند که مردم ایران از اسلام و تشیع برگشته و آماده ی پذیرش سایر ادیان یا بی دینی هستند ، و با همین برداشت نادرست تبلیغات وسیعی در رسانه های خود علیه اسلام و تشیع را شروع کرده و به تبلیغ بی دینی یا تبلیغ دین خود می پردازند . اینکه زرتشتیان یا مسیحیان وظیفه ی خود می دانند که دین خود را عرضه و تبلیغ کنند جای بحث ندارد ، اما اینکه گمان کنند مردم ایران از اسلام برگشتند ، گمان باطلی ست . مردم ایران اگر از دولت برگردند ، از اسلام و تشیع بر نمی گردند و این دین و مذهب با فکر و فرهنگ و زندگی آن ها آمیخته است .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 3:5  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     شهادت امام علی بن ابی طالب امیر المومنین به دست خوارج ، از پند آموزترین فراز های تاریخ اسلام است . خوارج کسانی بودند که شب ها بیدار و نماز می خواندند و روزها روزه بودند . ( قائم الیل و صائم النهار ) پیشانی ها و زانوها از زیادی نماز و سجده پینه بسته بود . بسیاری از آن ها حافظ قرآن بودند .

      این ها علی ( ع ) را بخاطر قبول حکمیتی که بر او اما تحمیل شده بود ، کافر دانسته و آتش جنگ جمل را بر افروختند و نهایتا آن عصاره ی فضائل انسانی در تمامی تاریخ بشریت ، اولین مردی که به پیامبر اسلام ایمان آورده بود ، خداوندگار سخن و سکوت و جنگ و شجاعت و عرفان و عدالت را  به شهادت رساندند .

     آنان اهل ظاهر بودند و به باطن دین راه نداشتند . خشک مغزان و متحجرانی که چنگ یازدن به پوسته ی دین آن ها را از مغز ایمان دور نگهداشته بود و بر قشریت خود تعصب کور داشتند . اما علی ( ع ) آنان را مارقین ( تیرهای شیطان ) خواندند و فرمودند این ها فتنه گرند و کسی جز من جرئت کور کردن چشم این فتنه را نداشت .

     به این دلیل کسی در آن زمان جرئت چنین کاری را نداشت که مقدس مآب بودند و همه به ظاهر آن ها نگاه کرده و می ترسیدند که نکند حق با خوارج باشد ؟

     اما حدیثی را که در کتب روایی شیعه و سنی مورد اتفاق است از کتاب صحیح مسلم  ، که از صحاح سته ی اهل سنت است برای شما نقل می کنم :قال: قال علي :
 والذي فلق الحبة وبرأ النسمة  إنه لعهد النبي الأمي صلى الله عليه و سلم إلى " أن لا يحبني إلا مؤمن، ولا يبغضني إلا منافق " علی ( ع ) گفت سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید ، در زمان پیامبر امی که درود و سلام خدا بر او باد ( به من فرمود  ) دوست ندارد مرا ( علی را )  مگر مومن و دشمن من ( علی ) نیست مگر منافق .

     این حدیث مقبول شیعه و سنی ملاک خوبی ست برای تشخیص مومن از منافق در میان مسلمانان . اما در این روز شهادت  بر درازی مطلب صبور باشید تا کلامی از آن امام سرفراز تاریخ را ، از نهج البلاغه ، در مورد ریشه های فروپاشی جامعه ، برای شما نفل کنم :
     " ( ای مردم ! ) خدا شما را بیامرزد ، بدانید که براستی شما در روزگاری هستید که گوینده ی حق اندک ، و زبان از راستگویی ناتوان ، و حق طلبان خوار و ذلیل اند ، مردم گرفتار گناه ، و با سازشکاری همداستانند ، جوانانشان بد اخلاق و پیرانشان گنه کار ، و عالمانشان دو رو و منافق ، و نزدیکانشان سود جوی اند . نه خردسالانشان پیران را محترم می دارند و نه ثروتمندانشان دست فقیران را می گیرند . "

آیا بخشی از چنین اخلاق و کرداری اکنون در جامعه ی فعلی ما هم رواج دارد ؟ آری رواج دارد ٬ مگر اینکه خدا به داد همه ی ما برسد .

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 9:36  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

امام علی ( ع ) :

" عبرت ها زیاد ولی عبرت گیرنده کم است . "

اهل قدرت گویی عقل و دل و چشم و گوششان کور و کر است و اصلا اهل عبرت نیستند !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 1:12  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 


      سلام دوستان . وعده ی من در پست قبلی سر جای خودش هست . اما یک

اشتباه تکنیکی از آغاز نوشتن وبلاگ مرتکب شدم و چون می خواستم قالب را عوض

کنم ، اصلاحش نکردم . یک دوستی که در حال قبول زحمت طراحی قالبه نیز وعده ی

یکماهه اش به 6 ماه رسید . اینطوری ست دیگه : هزار وعده ی خوبان یکی وفا

نشود . خب اشتباه این بود که آدرس وبلاگ های دوستان را در قسمت پیوندهای

روزانه لینک می کردم . اما چون طراحی قالب ممکنه 6 ماه دیگه طول بکشه ! این بود

که تصمیم گرفتم اشتباه را اصلاح کنم . و این کار را کردم . عدالت ( نه به سبک

احمدی نژادی ) را اجرا کردم . یاد خطبه ی 16 امام علی ( ع ) در نهج البلاغه افتادم و

صدای دلنشین آیت الله طالقانی در خطبه های نماز جمعه ی اول انقلاب . آخه ترتیب

زمانی آشنایی با دوستان و تبادل لینک رعایت  نشده بود و هر کس را دیرتر لینک می

کردم ٬ بالاتر قرار می گرفت . و این عدالت نبود . گر چه دلم می خواست در این اصلاح

٬ بعضی ها را بالاتر قرار بدم و مخصوصا عده ای که آشنایی زیادی با اونها پیدا کردم و

مرتب کامنت رد و بدل می کنیم اما خب عدالت عزیزتر از هر چیزی است . پس اونها

که بالا قرار گرفته بودند ، پائین اومدند و بالعکس .

     امام ( ع ) این خطبه را در آغاز حکومتش ایراد کرد که این چند جمله بخشی از آن

ست : ... والذی بعثه بالحق لتبلبلن بلبله ، ولتغربلن غربله ، ولتساطن سوط القدر ،

حتی اسفلکم اعلاکم ، و اعلاکم اسفلکم و لیسبقن سابقون کانوا قصروا ، ولیقصرن

سباقون کانوا سبقوا : " سوگند به خدائی که پیامبر ( ص ) را برانگیخت ، سخت

آزمایش می شوید چون دانه ای که در غربال ریزند ، یا غذائی که در دیگ به هم زنند ،

به هم خواهید ریخت ٬ زیر و رو خواهید شد ، تا آنانکه ( به ناحق ) بالا بودند پائین ، و

آنانکه ( به ناحق ) پائین بودند بالا آیند . آنانکه سبقت در اسلام داشتند و ( به دلیل

کوتاهی حاکمان ) تا کنون منزوی بودند ، بر سر کار می آیند و آنها که به ناحق بالا

آمدند ( یا پیشی گرفتند ) عقب زده خواهند شد . "

     عدالت این است . اجرای آن چنان دشوار است که کار هر کسی نیست .

دوستی ها و نزدیکی های فامیلی مانعی بر سر راه اجرای آن نمی تواند ایجاد کند و

به نظر من اجرای کامل آن فقط از دست انسان کامل و معصوم بر می آید نه امثال ما

یا مدعیانی که از آن محملی برای رسیدن به قدرت می سازند . با اینهمه ٬ هر کس

به قدر توان و طاقت بشری ملزم به اقامه ی عدل است

      خب از تشبیه عذر خواهی می کنم ٬ این هم بهانه ای بود برای توجه به سخنان

علی (ع ) . راستی در کشور ما اکنون کسانی هستند که به ناحق بالا کشیده شده

باشند و یا به به ناحق پائین انداخته شده باشند ؟ یعنی آیا در کشور ما شایسته

سالاری ست یا باید گفت خدا بیامرزد شایسته سالاری را ؟    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:12  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  |