تبليغاتX
نسیم سحری
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
     هر چه به روز برگزاری انتخابات نزدیکتر شدیم ، اختلاف هواداران آقای موسوی و آقای کروبی بیشتر و بیشتر شد و اکنون کار به جایی رسید که کسانی مثل دکتر سروش و محمود دولت آبادی نیز کینه های کهنه ی خود را در این آشفته بازار تخریب و تخطئه سر باز نمودند و کاندیداهای اصلاح طلب را مورد حمله قرار می دهند .

     بخشی از تخریب ها قابل کنترل نیست ، اما بخشی دیگر ، آن هم از کسانی که نخبه ی فکری یا سیاسی هستند ، در شرایط حساس کنونی دور از انتظار است . گویی اصلاح طلبان فراموش کردند که رفیق اند و رقیبی دارند که از همه ی امکانات برخوردار است . درک این واقعیت چندان پیچیده نیست که تخریب موسوی یا کروبی همان چیزی ست که جناح حاکم می خواهد .

     برخی ها نیز همچون مروان حکم در جنگ جمل ، تیری به سمت موسوی و تیری به سمت کروبی رها کرده و معتقدند تیر به هر طرفی اصابت کند به نفع آن هاست . هوشیاری و بصیرت نخبگان اقتضا می کند که هشدار دهند و بدنه ی اصلاح طلبان را از ادامه ی این روش اشتباه بر حذر دارند . البته تا بزرگان دست از این شیوه ی نامبارک برندارند ، از بدنه ی انتظاری نیست .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 19:34  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

زهرا رهنورد ، همسر میر حسین موسوی :
منبع : سایت قلم

 من سه دهه است که در حوزه زنان فعالیت می‌کنم. به نظرم مطالبات زنان در زمان فعلی در هیچ دوره‌ای از تاریخ معاصر ما به این اندازه نبوده. حتی در دوره هشت ساله آقای خاتمی هم مطالبات زنان به این اوج نرسیده بود. چرا که آنها دارند مرتب خودشان را با زنان دیگر نقاط جهان مقایسه می‌کنند و می‌بینند اگر از زنان دیگر چیزی بیشتر نداشته باشند، چیزی هم کمتر ندارند؛ به ویژه از زاویه خردورزی و فعالیت‌های اجتماعی.

      الان شما بالای 70 درصد ورودی دختر دانشگاه دارید. در کلاس دکترای من فقط دو تا پسر است. در کلاس فوق لیسانسم فقط چهار تا پسر است، بقیه همه دختر هستند. البته همیشه با سهمیه بندی جنسیتی برای تحصیل و سایر زمینه‌ها مخالف بوده‌ام و با کمال فروتنی و برای دادن یک گزارش باید بگویم من تنها کسی هستم که در سال 1367 در موقعیت نماینده وزارت علوم در شورای فرهنگی اجتماعی زنان با سهمیه‌بندی جنسیتی تحصیلی مخالفت کردم در آن زمان سهم زنان در تحصیل بسیار ناچیز بود من طرحی را تهیه کردم مبنی بر ایجاد شرایط مساوی برای تحصیل خانم‌ها و آقایان و آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کردم و حضورا آن دفاع هم کردم و مورد موافقت قرار گرفت و سهمیه‌بندی‌ها حذف شد.

     امروز با وجود چنین زنان شایسته‌ای،‌ می‌بینم که در وضع بسیار قابل انتقادی از نظر امور اجتماعی، قوانین خانواده و مدنی، ‌قضایی، جزایی، فرهنگی، دیات و ... هستیم. فقط از نظر علمی زنان فرصت استفاده ظرفیت‌های بالایشان را داشته‌اند. زنان الان در اوج مطالباتشان هستند و از این نظر خوشحالم که در اوج مطالبات زنان انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز می‌شود. به امید آن که بشود، هارمونی لازم بین شرایط و مطالبت زنان و تصمیمات سه قوه را ایجاد کرد و این مطالبات را تا حد امکان به سرانجام رساند.

     به نظر من این که بگوییم توی کابینه وزیر زن داشته باشیم، بسیار خوب و به جاست و باید هم وزیر زن و بالاتر از آن را هم برای زنان داشته باشیم اما تمام مطالبات زنان این نیست. مطالبات زنان، مطالبات میلیونی است، حل مشکلات زنان در دادگاه‌هایی که بخشی از قوانین آن یا علیه زنان است یا نارسایی قوانین بیداد می‌کند، تحول در حقوق مدنی که در حال حاضر نسبت به زنان مضمونی قیم مابانه دارد و هم چنین، بالا بردن مالکیت زنان و ما می‌بینیم که سهم زنان کمترین مالکیت، کمترین آزادی در سرنوشت خود و تصمیم‌گری‌های مربوط به خود، در این نظام حقوقی است.

     اینها همه باید مورد توجه قرار بگیرید. به عنوان مثال بیشترین کشاورزان ما زن هستند، اما چند درصد زمین‌های کشاورزی متعلق به زنان است؟ یک سوم کارگران ما زن هستند، اما چه کسی به این مساله توجه کرده؟ بخش عظیمی از زن‌های ما تولیدکنندگان خانگی و زن‌های خانه‌دار هستند، اما کار آنها در تولید ناخالص ملی حساب نمی‌شود؛ آنان از بیمه و سایر امکانات رفاهی بی‌بهره‌اند شبانه‌روز جان می‌کنند و با وجود فقر و مشکلات مالی توسط همسران خشونت گرایشان مجبور به ترک کار می‌شوند و در گروهی دیگر علی‌رغم عدم تمایل یا توانایی جسمی به کارهای مشقت‌بار یا خارج از شئونات خود وادار می‌شوند. این گونه زنان بدون هیچ حمایت و فراغتی جزو محروم‌ترین و مظلوم‌ترین اقشار زنان هستند.

     من فکر می‌کنم هر دولتی که سر کار بیاید، حق ندارد به صرف این که بگوید چون تفکیک قوا وجود دارد و حل بخشی از این مشکلات به عهده قوه مقننه و قضاییه است،‌ بخواهد از زیر این بار شانه خالی کند.

موسوی و رهنورد

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:15  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

  منبع : سایت اعتماد

اهداء شال سبز یا فاطمه الزهراء

 محمدرضا خاتمي گفت ؛ «امروز روز اجماع ملي براي غلبه بر انحراف است که در مسير انقلاب و کشور افتاده است و ما از موسوي فقط نجات کشور را مي خواهيم.»به گزارش ايرنا خاتمي که در اردبيل سخن مي گفت، ضمن نقد شرايط کشور اظهار کرد؛ «امروز شاهديم که اين ملت و کشور با اين همه عظمت دچار سوء مديريت و بي برنامگي است.»

     وي در ادامه افزود؛ «ترديد نکنيم که ايران آنقدر بزرگ است که خواهد ماند اما رسالت و مسووليت ما در اين زمان بر اين است که نگذاريم خسارتي بيشتر از اين بر اين ملت و کشور وارد شود. ما ايراني آباد و سربلند مي خواهيم، ايراني که همه مردم در آن فارغ از زبان، نژاد و قوميت از حقوق برابر برخوردار باشند.»

     دبيرکل سابق حزب مشارکت، ضرورت وجود تغييرات را امري الزامي دانست و تصريح کرد؛ «امروز در کشور اجماع وجود دارد که بايد اين وضعيت تغيير کند.» وي شرايط بد اقتصادي را انگيزه تلاش براي تغيير عنوان و تاکيد کرد؛ «امروز همه مردم گراني را با پوست و گوشت خودشان لمس مي کنند. بنابراين در شرايطي هستيم که چاره يي جز تغيير شرايط براي آيندگان و فرزندان مان نداريم و بايد در اين راه تلاش کنيم و نگذاريم اين وضعيت بد تداوم پيدا کند.»

     عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت اظهار داشت؛ «مهندس موسوي فردي است که پايبند به ارزش هاي ملي و ايران است و در عرصه هاي مختلف و در شرايط بحراني کشور لياقت و توانايي خود را نشان داده و امروز بخت يار شده است که اين انسان شريف و کارآزموده و باتجربه و کسي که فقط با شش ميليارد دلار در زمان جنگ کشور را اداره کرد، پاي به عرصه انتخابات بگذارد؛ کسي که در زمان او به رغم وجود جنگ و بحران در کشور تمام تلاش خود را مي کرد تا روزنه هاي آزادي سياسي و فرهنگي در کشور بسته نشود.»وي موسوي را يار و مددکار اصلاحات و اصلاح طلبان دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:38  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

منبع : وبلاگ زمان بیکرانه ، ایران جاودانه ... اکرنه

به گزارش خبرنگار سیاسی جوان فردا؛سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در همایش حامیان میرحسین موسوی در استان کرمان تاکید کرد: «انتخابات جاری تقریبا از همه‌ انتخابات بعد از انقلاب متفاوت است که نه مبارزه اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی که مبارزه‌ همه‌‌ ملت با بی‌هویتی و مبارزه صداقت و صمیمیت در مقابل فریب‌کاری و بازی با عقاید و سرنوشت یک ملت است».
 سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در کرمان اظهار داشت: ما مفتخریم که قبل از اسلام هم ملت موحدی بودیم و می‌دانیم که در نهایت این خداوند است که اعمال ما را رد یا تایید می‌کند و هر چه هنر برای بیان واقعیت‌ها و افزایش آگاهی مردم داریم باید با توکل و توجه به خداوند متعال باشد تا ما را از این رنج‌ جانکاه نجات دهد.

به گزارش خبرنگار سیاسی جوان فردا ، سید حسین مرعشی در همایش حامیان میرحسین موسوی در استان کرمان تاکید کرد: «انتخابات جاری تقریبا از همه‌ انتخابات بعد از انقلاب متفاوت است که نه مبارزه اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی که مبارزه‌ همه‌‌ ملت با بی‌هویتی و مبارزه صداقت و صمیمیت در مقابل فریب‌کاری و بازی با عقاید و سرنوشت یک ملت است».

او اظهار داشت: «من به عنوان منتقد دولت آرزویم این بود که بگویم مردم رای بدهند، ولی چون دولت خوب عمل کرده است، شانسی نداریم. اما متاسفم که باید بگویم که باورم نمی‌شد این گروه با مردم، کشور و نظام این گونه رفتار کرده است که تنها راه چاره، تغییر و حرکت و جنبش است».

مرعشی عنوان کرد: «یک خانمی را می‌اندازند جلو تا به هر کس هر چه دلش می‌خواهد بگوید نه مراجع‌ تقلید احترام داشته باشد، نه روحانیت احترام داشته باشد، نه نهادهای موثر کشور حیثیتی داشته باشند، نه جریانات و شخصیت‌ها و کارشناس‌ها».

وی خطاب به دولت نهم اظهار داشت: «ببینید کشور را با چه شرایط و امکاناتی تحویل گرفتید و با آن چه کردید. درآمدهای بی‌سابقه‌ نفت یعنی 270 میلیارد دلار پول و سیاست‌های اصل 44 برای واگذاری بیش از 2000 میلیارد دلار شرکت‌های دولتی اختیار و امکانات کمی بود؟ همین آقای جهانگیری وزیر صنایع و معادن بودند چند بار از مقامات عالی کشور تقاضا کردند اجازه بدهید 40 درصد از فولاد مبارکه را به بخش خصوصی بفروشیم تا 10 میلیون تن ظرفیت فولاد جدید ایجاد کنیم مگر کسی اجازه داد؟ حالا شما فولاد و بانک‌ها و بیمه‌ها و شرکت مس را می‌توانستید بفروشید و فروختید ولی چیزی به جای آن ایجاد کردید؟».

او در ادامه‌ ‌سخنان خود که با تشویق‌های مداوم حضار حمایت می‌شد، اظهار داشت: «به وعده‌هایی که دولت نهم داد نگاه کنید... بهره‌ بانکی را قرار بود کم کنند اما بانک‌های دولتی وام‌های با بهره‌ 26 درصد می‌دهند. تورم، اشتغال، توسعه‌ صنایع، اخلاق و فضیلت‌ها به چه وضعی درآمد؟ آن وقت نامه از مردم بگیری و بابت آن پول بدهی و از نیاز مردم سوء استفاده شود و از این نیاز به عنوان ابزار بردگی سیاسی استفاده کنند؟».

او در پایان عنوان کرد: «مردم بنشینند و بزرگان سکوت بکنند تا کسی با پول رای بخرد؟ آیا می‌توانیم با این وضعیت کشور را اداره کنیم؟ ما نیاز داریم که به دور از خودخواهی و تعصب و کج‌اندیشی مردم را بسیج کنیم تا به صحنه بیایند تا کاری که مجلس و دیگران نکردند مردم ان‌شاءالله انجام دهند تا زندگی و حیات و صداقت و کار و تلاش و سازندگی و اصلاحات ریشه بدواند».

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:10  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

در شهر ساری ٬ منبع سایت قلم :

     در ادامه جلسه یکی دیگر از نمایندگان بسیج دانشجویی سوالاتی را درباره نظر وی راجع به بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درخصوص غیرمشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مطرح کرد.

     میرحسین موسوی در پاسخ به این سوال اظهار کرد:‌ من با سازمان مجاهدین این‌همانی ندارم و این سازمان یک سازمان مستقل است. زمانی یکی از علما راجع به آقای سلامتی از اعضای این سازمان چیزهایی نوشت که مورد اعتراض حضرت امام(ره) قرار گرفت و آن فرد مجبور به بازگشت از آن حرف شد. جامعه مدرسین مورد احترام است ولی اطلاعیه‌های سیاسی هم می‌دهد و یکی از اطلاعیه‌های سیاسی این جامعه همین مساله بوده است. اما اینکه آیا باید این اطلاعیه را به معنای اینکه یک فقیه، جمعی را تکذیب کرده در نظر بگیریم ؟ نه ؛ روحیه من این طور نیست و برای ما تکلیف فقهی ایجاد نمی کند.

     وی بیان کرد: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در کشور رسمیت دارد و در این انتخابات از بنده هم حمایت کرده‌اند و من ضمن حفظ استقلال خودم، از حمایت آنها استقبال کردم. این سخنان میرحسین موسوی به شدت مورد تشویق دانشجویان قرار گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:6  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

  اکهارت تله : حقیقت بسیار فراگیرتر از آن است که برای ذهن قابل درک باشد . هیچ فکری نمی تواند حقیقت را در بر بگیرد و در بهترین حالت ، فقط می تواند به آن اشاره کند .

     برای نمونه می تواند بگوید " همه ی چیزها در ذات یکی هستند " این یک نشانه است ، توضیح نیست . فهمیدن این واژه ها به این مفهوم است که در اعماق وجودت حقیقتی را که بدان اشاره دارند ، احساس می کنی .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:28  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     قل هو الله احد . چه درکی از این جمله دارید ؟ ترجمه ی رسمی این است : بگو خدا یکی ست . چه کسی بگوید : خدا یکی ست ؟ به کی بگوید خدا یکی ست ؟

     احد در مراتب اسما الهی جایگاه بلندی دارد و از مقام واحد رفیع تر است . دریافت من این است : هر گوینده ای به خود و همه ی عالم بگوید خدا یکی ست . این خطاب باید از سویدای دل باشد و اقرار قلبی به اینکه غیر از او چیزی و کسی نیست . که یکی هست و هیچ نیست جز او = وحده لا اله الا هو .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 0:57  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     اکثریت مردم جهان از دینی پیروی می کنند . اما دینی شناسنامه ای و تقلیدی . گوهر دین توحید است . چه تعداد از دینداران توان اقناع خود و دیگران را در برابر پرسش از وجود خدا و حقیقت او دارند ؟ به ظاهر همه اقرار به وجود او می کنند ، ولی در خلوت چی ؟ حقیقتا چه دریافتی از وجود امر قدسی داریم و از او چه تجربه ی شخصی و با او چه نسبتی داریم ؟

     عقل حسابگر توان کافی برای پاسخ به این پرسش ها را ندارد و حتی گاهی انکار هم می کند . کار علم و روش علمی نیز نسبت به این امر بی تفاوت است و آن را در حوزه و قلمرو خود نمی داند . تنها یک راه وجود دارد : عرفان دینی و دین عرفانی . فقط سلوک در این طریق است که یقین و باور را در ژرفای وجود آدمی کشف و بارور می کند و تجربه دینی و دریافتی از خداوند را ، به میزان قابلیت فرد و جد و جهد و جهاد او ، به بار می آورد .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:36  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     در دوران کودکی مرحوم پدرم اشعار زیادی به من می داد و می گفت حفظ کن . من هم در آن ایام حافظه ی خوبی داشتم و به سرعت به حافظه سپرده و تحویل می دادم . اما متاسفانه نه من می پرسیدم و نه او می گفت که شعر از کیست . شاعر بعضی از آن شعرها را بعدا پیدا کردم و بعضی را هنوز نمی دانم . ابیات زیر از شعرهایی ست که خیلی دوستش دارم ، اما شاعرش را نمی شناسم :
تا صبح صفا سعد سهیلش به که باشد
تا  شام  قضا  رجعت لیلش به که باشد
ماها    همه   اندر   طلب    یار   دوانیم
تا یار که را خواهد و میلش به که  باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 8:36  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

با تشکر از دوست خوب و شاعرم " امید " صاحب وبلاگ " شعر سخن"  که در مورد پست پیشین شعر زیبای زیر را سرود و در کامنتی ارسال کرد :

انگار شب است و ما بخوابيم همه
مشغول خود و به پيچ و تابيم همه
اينگونه بخواب رفتي اي دل تا  چند
يك  گام  نرفته  در   شتابيم   همه
گويند  مخور  که  ما  خماريم  همه
در منظر و جلوه چون سرابيم همه
چنديست  به    انتظار   ياريم  همه
اين   راه   نرفته  را   سواريم  همه
ديوانه   به جستجوي او مي گرديم
گم گشته ز ره چه بي نشانيم همه
بايدكه دل از هوس همي خالي کرد
نا بردن   رنج       چون حبابيم  همه
بر خيز  و  بجوي  راه   علم  و دانش
هر  ذره  ببين  که  با  حسابيم همه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 0:58  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     تا حالا شده که آرزوی داشتن چیزی یا چیزهایی را داشته باشید و وقتی به آن ها رسیدید ، پس از مدتی ارزش خود را از دست داده باشند ؟ احساس نیاز ، رفع نیاز و زایش نیاز تازه . البته که احساس نیاز ، ریشه ی رشد و پیشرفت جامعه ی بشری ست ، اما آیا تنها رفع نیازهای مادی که نیازهای اولیه نیز هستند ، انسان را به آرامش می رسانند ؟ اگر چنین نیست ، که نیست ، این همه جنگ بر سر زیاده خواهیٍ دنیا و ثروت و قدرت دنیا بیهوده نیست ؟
مولوی :
همچنان   جمله   نعیم    این    جهان
بس خوش است از دور پیش از امتحان
می نماید    در    نظر    از    دور    آب
چون  روی  نزدیک   آن   باشد   سراب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:49  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     مقام "رضا " بسیار رفیع است . رضا به داده ده و گره از جبین بگشای . از این سخنٍ عرفا استفاده سیاسی و نامطلوب شد . مقام رضا وجه مشترکی با تائوئیسم دارد ، اما عین آن نیست . رضا حالت تسلیمی ست که در پی مواجهه با امر قدسی و نامتعین به انسان دست می دهد و ایمان و یقین را در پی دارد ، تا جایی که نه هر چه آدمیان می کنند ، بلکه : هر چه آن خسرو کند شیرین بود . رضا به قضاء الله و تسلیم بامره .
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:52  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     این روزها به این دعای قرآنی خیلی نیاز دارم : ربتا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین . پروردگارا به ما صبر عنایت فرما و قدم های ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز فرما .
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:36  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     یکباره توجهم به درخت سرو ابرقوه در استان یزد جلب شد و آن را به عنوان یکی از سنبل های سربلندی ٬ سرافرازی ٬ ایستادگی ٬ سرسبزی ٬  صبر و مقاومت ملت ایران در برابر تندباد حوادث یافتم . درختی که برخی ها آن را دومین درخت کهنسال جهان با عمری ۸ هزار ساله و برخی چهارمین درخت و با عمری۴ هزار ساله شناسایی کردند .

منبع = ویکی پدیا :

     سَرْو اَبَرکوه یکی از آثار طبییعی ملی ایرانیان است. این درخت که در شهر ابرکوه(ابرقوه) قرار دارد یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا است. محیط تنه این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده‌است.

     حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ قمری تالیف شده در باره ابرکوه می‌نویسد: «در آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد... ». الکساندر روف از دانشمندان روسی عمر این سرو را بیش از ۴۰۰۰ سال میداند.

سرو ابرکو یزد

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 4:15  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

دوستان گله کردند که وبلاگ من خیلی سیاسی شد . با چند بیت از حافظ نفسی تازه کنیم :

طایر   دولت    اگر   باز    گذاری    بکند    

یار   باز   آید   و  با  وصل   قراری   بکند

دوش گفتم بکند لعل لبش چاره ی  من

هاتف  غیب   ندا   داد   که   آری   بکند

داده ام  باز   نظر  را   به   تذروی    پرواز

باز  خواند  مگرش  نقش  و  نگاری  بکند

شهر خالی ست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و  کاری  بکند ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 14:43  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  |