بالاخره هر چه میان آقای خاتمی و آقای مهندس موسوی گذشت ، که همه از آن آگاه هستیم ، این سخن خاتمی که " یا من می آیم یا میر حسین موسوی " ، برای وی تعهدی ایجاد کرد که در گرو سخن خویش باشد و بدان عمل کند . بی شک او ، همچنانکه در بیانیه ی انصرافش تاکید کرد ، در کنار ملت ایران نقش ملی و بین المللی خود را برای سربلندی ایران و ایرانی و اعتلای اسلام در حد وسع ایفا خواهد کرد .
گر چه انصراف او سرخوردگی اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبان را تا مدتی بدنبال دارد . اما به هر حال در سخت ترین شرایط همیشه راهی برای برون رفت از بن بست وجود دارد . مخصوصا اینکه اصلاح طلبان دو کاندیدای مطرح مثل آقای کروبی و میر حسین موسوی در صحنه دارند و با اینکه این دو به اندازه ی خاتمی هنوز محبوب نیستند ، اما با انصراف یکی از این دو نفر و اجماع اصلاح طلبان بر محور یک کاندیدا ، راه موفقیت در انتخابات برای اصلاح طلبان باز است .
نکته ی آخر اینکه نباید به غیر خدا دل بست که سر انجامی جز پشیمانی ندارد و همچنین این آموزه اسلامی و شیعی را بیاد بیاوریم که شیعه هیچگاه مایوس و نا امید نمی شود :
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چه وابینی خیر تو در این باشد ...
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد .
میر حسین موسوی پس از 20 سال سکوت و به فاصله ی یک ماه از اعلام کاندیداتوری خاتمی آمادگی خود را برای نامزدی ریاست جمهوری دهم اعلام کرد که شایسته ی استقبال و اعزاز و احترام است . اینکه مهندس موسوی شخصیتی مورد احترام است وحرمت او باید رعایت شود و بسیاری از حرف ها را در مورد وی نباید گفت و نقدها را به زمانی دیگر موکول کرد ٬ یک مطلب است ، سرنوشت جنبش و اندیشه و جریان اصلاح طلبی اما مطلبی دیگر است .
اکثریت بالایی از ملت ایران خواهان تغییر و تحول اصلاح طلبانه هستند و خاتمی را حامل و نماینده ی برجسته ی این اندیشه و روش و منش می دانند . اندیشه ی اصلاحی پیشینه ای بیش از یک قرن در ایران دارد که کسانی مانند سید جمال الدین اسد آبادی ، قائم مقام فراهانی ، امیر کبیر ، محمد مصدق در عرصه ی اندیشه و عمل آن را نمایندگی کردند . این اندیشه و شیوه ی عمل سیاسی ٬ حرکت های بزرگی مانند انقلاب مشروطه ، نهضت ملی شدن نفت ٬ انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحی دوم خرداد 76 را به وجود آورده است .
هدف این حرکت طولانی و پر افت خیز ملت ایران مبارزه با استبداد ، استعمار ، رهایی از عقب ماندگی و رسیدن به استقلال ، آزادی و پیشرفتٍ همراه با معنویت بوده و هست . زدودن غبار تحجر و خرافات از دین ، واگذاری سرنوشت ملت به خویش ، گردش حاکمان از طریق رای اکثریت ، قطع وابستگی و ذلت در مقابل بیگانگان ، توسعه و پیشرفت همه جانبه ، واگذاری اقتصاد به مردم ، عدالت اجتماعی و اقتصادی و حقوقی ٬ شکل گیری نهاد های مدنی قدرتمند مثل احزاب و سندیکاها و رسانه های آزاد ، همچنین آزادی انتخابات و آزادی قلم و بیان و اجتماعات ، حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی و منافع ملی ، تکیه بر تاریخ و هویت ایرانی _ اسلامی خواسته های برحق ملت ایران بوده و هست که همواره در این حرکت های و جنبش ها بر آن ها پای فشرده و در این راه فداکاریها و جانبازی ها و رشادت های فراوانی را از خود نشان داده است .
کنار کشیدن خاتمی در این شرایط و رها کردن اکثریت ملت تحول خواه ایران گناهی بزرگ و نابخشودنی است . خاتمی باید بداند و سفر اخیر ایشان به سه استان فارس ، کهگیلویه و بویر احمد و بوشهر نیز نشانگر این واقعیت است که اصلاح طلبان و بویزه جوانان امروز ایران که اکثریت قابل توجه جمعیت کشور هستند و در پویشهای مختلف خواسته ی خود را اعلام کردند ، خواستار حضور بی بدیل او در صحنه ی رقابت انتخابات خرداد 88 ٬ برای تداوم درست و بدون انحراف حرکت اصلاحی هستند .
اگر استقبال مردم در همه ی استان ها از وی به همین سبک باشد ، موفقیت وی در 22 خرداد 88 قطعی است . موج تحول خواهی و تغییر فراگیر است . یکی از مهمترین کارها در این فضای کمبود رسانه این است که هر اصلاح طلبی ، تا هر شعاعی که صدایش به مردم می رسد ، خود یک رسانه باشد و پیام اصلاحات را به روش های مشروع به گوش همگان برساند .
کسانیکه در دو انتخابات گذشته با صندوق های رای قهر کرده بودند ، پیامدهای قهر خود را بلحاظ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ، در سه سال و 8 ماه گذشته دیدند . و باید بدانند که در صورت عدم حضور پای صندق های رای ، اوضاع از این که هست نیز بدتر خواهد شد . معنی این سخن این نیست که خاتمی و اصلاح طلبان معجزه خواهند کرد یا بهشت خواهند ساخت ، بلکه بدان معناست که وضع کشور و مردم بهتر خواهد شد و کشور در مسیر درست توسعه و پیشرفت و آزادی و حفظ کرامت انسانی قرار خواهد گرفت .
بسیاری از کسانی که خود در گذشته هیچ آلترناتیوی برای اصلاحات نداشتند ، به اندازه ی جریان راست اقتدارگرا ، در مایوس کردن مردم از جنبش اصلاحات نقش داشتند و اکنون پاره ای از آن ها به اشتباه خود پی برده و دسته ی دیگر از آنان هنوز بر طبل یاس و ناامیدی می کوبند . اینگونه مواضع آوانگاردگونه هیچ خدمتی برای ملت ایران در بر ندارد . زیرا در شرایط کنونی راهی جز اصلاحات و سازماندهی مردم در قالب نهادهای مدنی و گسترش رسانه ها و مطالبه ی حق آزادی فردی و اجتماعی و پاسخگو کردن قدرت وجود ندارد .
بی تردید این روش به ضرر رقیب آقای خاتمی و باعث آشکار شدن مظلومیت آقای خاتمی در افکار عمومی خواهد شد . زیرا که ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که طرفداری از مظلوم خواهد کرد . آیا واقعا کسی که 8 سال رئیس جمهور این کشور بود ، حق ندارد در مرقد شاه چراغ شیراز با مردم دیدار و گفتگو کند ؟
علاوه بر نشان دادن آقای احمدی نژاد به عنوان پدیده ی قرن 21 و ارائه ی آمارهای حیرت انگیز از کارنامه ی دولت او ، علیه خاتمی و اصلاح طلبان بر محورهای زیر تاکید خواهند کرد :
1 - اتهام واهی وابستگی به خارج و سازشکاری ، بدون هیچگونه سند و مدرک
2 - اتهام عدم پایبندی به احکام و عقاید و باورهای دینی و اسلامی
3 - اتهام تلاش در جهت هرج و مرج اخلاقی و بی بندباری
۴ - اتهام ساختار شکنی و براندازی نرم و استحاله ی نظام
و کثیری از این اتهامات ، تا آن بخش از جامعه ی سنتی و مذهبی را که اطلاعات سیاسی خود را تنها از طریق رسانه های پرحجم راست سنتی و راست اقتدارگرا به دست می آورند تحت تاثیر قرار دهند . علاوه بر این ها تراکت ها و اعلامیه ها و عکس های ساختگی و فیلم های دروغین ( به سبک کارناوال عاشورا ) در مجامع عمومی و مذهبی از جمله نماز جمعه ها پخش خواهند کرد .
همچنین تلاش خواهند کرد تا آن بخش از جامعه را که در دو انتخابات گذشته پای صندوق های رای نیامدند ٬ و اگر این بار بیایند به خاتمی رای خواهند داد ، مایوس کنند تا به این نتیجه برسند که همه سر و ته یک کرباسند و چیزی تغییر نخواهد کرد .