بنابر اخبار واصله سید محمد خاتمی خود را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دهم آماده کرده و در آینده ی نزدیک این آمادگی را اعلام می کند . در مورد این موضوع ٬ اگر خدا بخواهد در آینده خواهم نوشت . دوست عزیزم کویر شعری را از شاعری فرستاده که اگر چه در بعضی وبلاگ ها آن را خواندم ، اما بخاطر اینکه حرف دل خیلی هاست ، با تشکر از کویر عزیز ، آن را تقدیم می کنم :
سلام آقا محمد با ارارت
و عرض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت
نوشتم نامه تا گیرم سراغت
گمانم برده ای ما را زیادت
منم "کبلا مرادو" از ولایت
حدودا دوم خرداد بودا
دل مردم زغم آزاد بودا
مث برق و مث طوفان گذشتا
به یادت هست که ، 78 ها
کجایی مشتی اینجا جات خالیست
بدون تو تو ده صلح و صفا نیست
به این شدت که نه ، اما خدایی
محمد خاتمی جدا کجایی ؟
همه اینجا سلامی میرسانند
اگرچه اکثرا چندیست خوابند
ولی شکر خدا این کدخداهه
میگن قلبش طلاس دستش شفاهه
اصلا دست روی هر چی میگذاره
طلا میشه سه سوت ، ردخور نداره
خدا مرگم بده کافر شدم باز
چرا اینگونه شد این نامه آغاز
بقول شاعر زند نظرباز
بدون نام او کی نامه شد باز
بنام حضرت باریتعالا
بدین صورت شروع شد نامه حالا
محمد خاتمی حالت چطوره ؟
بگو دانم که احوالت چطوره ؟
هنوز کیفت به کوکه شاد جونت ؟
هنوز سبز سرت سرخه زبونت ؟
دماغت چاقه اوضات خوبه سید ؟
هنوز جنس عبات مرغوبه سید ؟
هنوزم بی جهت می خندی یا نه ؟
به ناف گفتمان می بندی یا نه ؟
هنوزم طالب اصلاح هستی ؟
بقول کدخدا گمراه هستی ؟
اگر از حال ماها هم بخواهی
سلامت ، شادمانی ، روبراهی
تمام مردم ده خوب خوبن
زنان مثل قدیم در رفت و روبن
و مردان مثل سابق گرم کارند
نه معتادند و نه دیگر خمارند
جوانان ده پایین و بالا
همه دنبال تحصیلند به مولا
نه ماهواره نه علافی نه هیزی
نه شیشه نه کوکایین نه مریضی
از اون روزی که رفتی از ده ما
از این رو شد به اونرو کل اوضاع
خلاصه از جلو، از پشت ، بالا
به ما خوب میرسن الحمد لله
کریم اوقلی که گاوش شیر میداد
همون که سهم آب و دیر میداد
درست شد وام تعمیرات خونش
جواد هم زن گرفته نوش جونش
خودت دیدی که ده چی بود چی شد
زن اوستا قلی هم ساکشنی شد
میگن جراحی کرد 79 بار
حالا باید ببینیش روم به دیوار
پس از یک دوره فعل و انفعالات
هزار الله اکبر از کمالات
تمام گاوها بزغاله ها خوب
تمام عمه ها و خاله ها خوب
مراتع سبز شالی ها به سامان
هوا عالی بهاری ناز مامان
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
دگر بحث حضور خاتمی چیست ؟
میگم راستی رضا تون چونه سید ؟
هنوزم درساشو میخونه سید ؟
میخواست دکتر بشه از اون قدیما
ته اش شد ؟ یا که زایید زیر درسها ؟
نوشتی زیر آن دستخط پیشی
میخواد دکترشه میگفتی " نمیشی "
یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا
که مدرک میده مفتی ده تا ده تا
ره زیرکها به دانشجوهای باهوش
مگه کردان نیامد؟ خب اینم روش
رفیقت بود که یک ذره توپول بود
مشاور بود اگر چه عقل کل بود
دماغش چاقه ؟ فوله گیگا بایتش ؟
هنوز چیزمینویسه توی سایتش ؟
فرامرز بچه ی مش اصغر آقا
براش کامنت میذاره روزی صد تا
آخه پهنای باند ما کلفته
وزیر ارتباطات اینو گفته
اصولا قطر پارتی مثل بانده
اینو بی بی توی روزنامه خوانده
خدا قوت بگو به این رئیسها
چه حالی داد به این وبلاگ نویسا
پروکسی و مروکسی ما نداریم
صدا داریم ولی سیما نداریم
همه چی اینورا آزاد و مفته
اینو بی بی توی اخبار شنفته
" رسیور " این طرفها هم حلاله
عرب ست اینوری سمت شماله
میگن ارزونیه بی سابقست این
انیشتینه ؟ خدایا نابقست این
به دنیا رنگ نو پاشیده ایشان
به جبر قافیه ...شیده ایشان
اصلا دنیا به کلی زیرو رو شد
شنیدی بوش چطور بی آبرو شد ؟
شنیدی که روابط گشته عالی؟
نمونش بورگینافاسو، سومالی
شنیدی خوب شده دنیا باهامون؟
میارن دسته دسته گل برامون؟
شنیدی چیزی از طرح های تازه؟
شنیدی شب ....شیده درازه ؟
جلوی قاچاق خشخاش و گرفتن
شنیدی کل اوباشو گرفتن؟
خدا خیرش بده ما که رضاییم
نباشه دسته جمعی کله پاییم
ز وضع قوت اگر خواهی بدانی
پریم تا خرخره با شادمانی
اگر یک دو نفر هم شکوه دارن
از اون مزدورهای جیره خوارن
ملالی نیست اینج طبق آمار
بجز دوری تو آنهم نه بسیار
سرسفره که هم نان هست و هم نفت
به ما چه کی اومد ، کی بود ، کی رفت
برنج و نان و گندم هست کافی
میگم ، راستی تو هم با قالیبافی ؟
ببینم ، توی دوری از سیاست
خبرهایی شنیدی از سیاست ؟
شنیدی گنجی رو آزاد کردن؟
به شدت مردم و ارشاد کردن ؟
شنیدی توی دانشگاه زنجان ؟
شنیدی چیزی از الهام و رادان ؟
شنیدی هی وزیر میاد و میره ؟
دمکراسی همینه ناگزیره
خلاصه وضع ما که بی مثالست
گرانی ؟ چی ؟ تورم ؟ نه محالست
برنج آنجا کیلویی خون باباست ؟
برو سید اینم از اون جواباست
برنج اینجا نهایت صد تومانه
ورامین بهترین جای جهانه
خیار و سیب زمینی مفت مفت است
همانطوری که در آمار گفتست
تورم یک دو در صد رشد کرده
گرانی سوی مردم پشت کرده
تساهل معنی تازه گرفته
نمونش قافیه در مصرع فوق !
......
تمون شد فرصت بنده ولیکن
حکایت همچنان باقیست عمرا
خلاصه میکنم ای خاتمی جان
ببین من چه خوشم " هی جانمی جان"
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست
نیازی به حضور خاتمی نیست
به جان تو خوشم بسیار سید
حالا میخوای بیای چه کار سید ؟
برو هر جا که حال کردی سفر کن
اصولا فکر ده از سر بدر کن
برو ایتالیا ، قسطنطنیه
ولایت را دو در کن کی به کیه
فقط رفتی اگر از این بیابان
سلامم را رسان لطفا به باران
شکوفه هم اگر دیدی چه بهتر
نشد شبنم ، سحر ، سارا، صنوبر
در آخر این تو و این وضع ایران
حالا میخوای بیا میخوای بپیچان
درست است که ما بر برخی از مواضع سیاست خارجی جناح حاکم انتقاد داریم ، اما باید قبول کرد که اطلاعات ، و در نتیجه تحلیل سران نظام و به خصوص نیروهای حاکمیتی از روابط بین الملل و سیاست های قدرت های بزرگ و دولت های منطقه بیشتر و جامع تر از توده ی مردم ، نخبگان سیاسی بیرون از قدرت و احزاب سیاسی است .
این اطلاعات و تحلیل سیاسی جامع تر ، ناشی از امکاناتی مثل سفارت خانه ها ، خانه های فرهنگ ، دستگاهای اطلاعاتی و نظامی و سایر امکاناتی است که در اختیار قوای حاکمیتی ست . این واکنش یک جنجال یا ماجراجوئی سیاسی نیست و علت آن تنها انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی ، به ویژه مشکلات شدید اقتصادی نیست .
به نظر من علت این واکنش ، علاوه بر دفاع از مسلمانان غزه ، به نوعی با امنیت ملی ما ارتباط دارد . شاید کسانی بگویند که علت این واکنش پر حجم به امنیت جمهوری اسلامی مربوط است ، و نه امنیت ملت ایران . اما به قولی ظریفی در شرایط فعلی ، امنیت ملی ایران و جمهوری اسلامی به هم گره خورده اند . زیرا که جمهوری اسلامی ایران هیچ آلترناتیو مشروعی که از خودش بهتر باشد و مورد قبول اکثریت جامعه ی ایرانی باشد ، در زمان ما ندارد .
پس 18 ماه محاصره ی غزه و در فاصله ی انتقال قدرت در آمریکا ، و ده روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری در فلسطین ( که اسرائیل تمایل دارد در آن محمود عباس انتخاب شود و حماس شکست بخورد ) ، در یوم السبت ( روز شنبه ) که انجام هر کاری در آن برای یهودیان حرام است ، حملات بی امان نظامی از هوا و دریا برای نابودی آرمان فلسطین آغاز شد و حمله ی زمینی نیز در راه است .
کشورهای مرتجع عربی ، از جمله عربستان و مصر ، با حامیان قدرتمند اسرائیل هماهنگ شدند تا جنبش حماس را که شاخه ای از اخوان المسلمین مصر بود را نابود کنند . حماس تنها یک حزب سیاسی _ نظامی نیست ، بلکه بر آمده از خواست اکثریت مردم فلسطین است که در انتخاباتی آزاد و قانونی به قدرت رسید . حتی با از بین بردن رهبران حماس و به قدرت نشاندن محمود عباس ، آرمان فلسطین از میان نخواهد رفت . اگر چنین چیزی ممکن بود ، پس از آنهمه جنگ و خونریزی و قتل عام فلسطینیان از سال 1948 تا کنون ، به وقوع می پیوست .
هیچ یک از راه حل های 60 سال اخیر اروپاییان و آمریکا و اسرائیل نتوانست مشکل فلسطین و اسرائیل و نا امنی در این منطقه را حل کند و حتی تشکیل دولت کوچک فلسطینی هم به نتیجه ی فعلی انجامید . مسئله ی فلسطین در نیم قرن اخیر مسئله ای منطقه ای و امروز معضلی جهانی است . راه حل های امتحان شده در گذشته دیگر پاسخ نخواهد داد . مسلمانان و جهان غرب باید به دنبال راه حل تازه ای باشند تا آرامشی پایدار در منطقه برقرار شود .
از جمله ی زمینه ها جغرافیای مناسب بود . بالاخره سرمای قطبی و گرمای استوایی مانعی بود . در گذشته تکنیک به اندازه ی تمدن جدید غربی رشد نکرده بود که در مناطق بسیار گرم وسایل سرد کننده و در سرزمین های بسیار سرد وسایل گرم کننده باشد . اگر چه این امر استثناهایی هم دارد ، اما غالبا آب هوای مساعد و وجود زمین متناسب برای کشاورزی و بارندگی کافی و آب و رودخانه و دریا مهم ، و زمینه های مناسب برای ایجاد تمدن بود .
برای ایجاد یک تمدن قومیت و قبیله و هویت قومی و همبستگی خونی یک زمینه ی لازم بود ، اما نژاد خاص که مورد تاکید برخی از محققین بود ٬ مورد قبول نیست . زیرا که نژادهای مختلف ، اعم از سیاه و سفید و زرد ، تمدن ساختند .
اما پس از زمینه ها عامل اصلی انسان و نیازهای اوست . نیاز به تنهایی نیز کافی نیست . زیرا حیوانات هم نیاز داشته و دارند . احساس نیاز و عقل بشری عامل اصلی است . نیاز انسان را وادار به اندیشیدن و ابزار سازی کرد . به علاوه همین ویژگی عاقل بودن او را به تجربه اندوزی و انباشت یافته ها و اختراع خط و انتقال علوم و فنون به نسل های بعدی کرد .
وضع قوانین و اخلاق نیز لازمه ی زندگی دسته جمعی بود که بشر با عقل خویش و متناسب با زمان خود آن را وضع کرد . و اینگونه بود که سازمان ابتدایی زندگی دسته جمعی پیچیده تر شد و نهادهایی مانند دولت و آموزش و پرورش و خانواده به وجود آمدند و روز به روز گسترش پیدا کردند . قدرت پراکنده ی افراد بشری متمرکز شد و در نهاد دولت برای حفظ جامعه از نا امنی تبلور پیدا کرد . اما ورای همه ی اینها یک فرهنگ و اندیشه ی وحدت بخش و باورهای آرمان خواهانه و آمیخته با دین وجود داشت که نقش قهرمانان در اشاعه و تحقق آن بسیار مهم بود .
عامل اصلی سقوط تمدن ها ، گذشته از عوامل طبیعی مانند سیل و زلزله و نیز عامل انسانی جنگ ، همانا انحطاط و رویگردانی یک قوم یا ملت از فرادهش فرهنگی و آرمان اولیه و اندیشه ی آغازین خود بود که فساد و تباهی و پوسیدگی در داخل را موجب می شد و زمینه را برای تهاجم قومی دیگر و سقوط فراهم می کرد .
با همه ی بی سر و سامانیم
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیم
آمده ام تا که نگاهم کنی
عاشق آن لحظهی طوفانیم
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانیم
آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانیم
حرف بزن ، ابر مرا بازکن
دیر زمانی است که بارانیم
حرف بزن، حرف بزن، سال هاست
تشنهی یک صحبت طولانیم