... دولت به همه ی زبان های " نیک و بد " دروغ می گوید و هر چه بگوید دروغ است و هر چه دارد دزدی ست ! ... " از من بزرگتر بر روی زمین هیچ نیست ، منم انگشت سامان بخش حد ! " هیولا چنین می غرد و تنها درازگوشان و کوته بینان نیستند که ( در برابرش ) به زانو می افتند .
... اگر او را پرستش کنید ، شما را همه چیز خواهد داد ، این بت نو . اینگونه برق فضیلت و نگاه پر غرورتان را بهر خویش می خرد ... آری اینجا بسیاری را مرگ فراهم کرده اند که به نام زندگی بر خویش می بالند ... دولت آنجاست که خودکشیٍ اندک اندکٍ همگان " زندگی " نام گرفته است .
... بنگرید بالا خزیدن این بوزینگان چالاک را ! ببینید که جگونه از بر و روی یکدیگر بالا می روند و این گونه یکدیگر را به لای و لجن و گودال فرو می کشند ... ای بسا لای و لجن بر اورنگ ( تخت حکومت ) تکیه می زند و ای بسا اورنگ بر لای و لجن !
اینان همه در چشم من دیوانگانند و بوزینگانٍ بالا خزنده و جانورانٍ پر جوش و خروش . بت شان ، آن هیولای سرد ، نزد من بویناک است . نزد من ، اینان همه ، این بت پرستان همه ، بویناک اند ... از بوی گند دوری کنید ... درهای زندگی آزاد هنوز به روی جان های بزرگ گشاده است . براستی هر چه کمتر داشته باشی ، تو را کمتر دارند : خوشا اندک تهیدستی !
چنین گفت زرتشت .
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان
جمله بی معنی و بی مغز و مهان
اختلاف اندیشه و بینش سیاسی و روش اداره ی کشور ، و رقابت و نقد بین جناح ها موجه است و داور نهایی هم باید مردم باشند و در انتخابات های آزاد ، با رای خود داوری کنند .
اما اختلاف در درون یک جناح که همه کم و بیش یک مشرب عقیدتی و فکری و سیاسی دارند چه معنا دارد جز جنگ قدرت ؟ مخالف اختلاف سلیقه و حتی فکر در درون یک جناح نیستم اما آنچه می بینم نزاع قدرت طلبانه ست . حداقل اصلاح طلبان که شعار مردم مداری و مردمسالاری ٬ اسلام اصیل ٬ اصلاح ٬ توسعه و پیشرفت ٬ استقلال و آزادی را دارند ، چرا ؟
انسان های سالم و خود ساخته و دیندار و دارای تعهد اجتماعی و از خود گذشته بسیار کمیاب هستند .
نتیجه ی همه ی این مطالعات من یک جمله است " در کشورهای توسعه یافته منابع و درآمدهایشان ، هزینه ی رشد و توسعه ی کشورشان شد و می شود ، اما در ایران منابع و درآمدها ٬ چه پیش و چه بعد از انقلاب ، هزینه ی به دست آوردن یا حفظ قدرت شده و می شود . "
" عبرت ها زیاد ولی عبرت گیرنده کم است . "
اهل قدرت گویی عقل و دل و چشم و گوششان کور و کر است و اصلا اهل عبرت نیستند !
ما فات مضی و ما سیئتیک فاین
فاغتنم الفرصت بین العدمین :
گذشته ی تو گذشت ، و آینده ات کجاست ؟ ( نیست ) میان این دو نیستی ٬ فرصت ( حال را ) را غنیمت شمار .
بله . یک سال گذشت . در آغاز مسیری را در نظر داشتم . اما فضای مجازی تاثیرات خاص خود را داشت و جهت را تحت تاثیر قرار داد ، اما خوشبختانه هدف بر جای خود باقی ماند .
در آغاز بنای من بر این بود که مقالات علمی در زمینه های مورد علاقه ی خودم ( تاریخ ، تاریخ ادیان ، تاریخ یران و اسلام ٬ روانکاوی ، عرفان ، فلسفه و مسائل فکری ، اندیشه ی سیاسی و مسائل سیاسی روز ) بنویسم یا نوشته های پیشین را ارائه کنم . اما سرعت در فضای مجازی مجالی و استقبالی از این مقولات را تا کنون اقتضا نکرد .
سلیقه ها مختلف است ، برخی از دوستان به شدت درخواست تحلیل مسائل سیاسی را داشته و برخی دیگر با همان شدت مخالف بودند . سیاست البته علاقه مندی دست سوم من ، آن هم از باب احساس وظیفه ست .
به هر حال از شما انتظار تبریک و گل و عزیزم گفتن و جانم شنفتن ندارم . انتظارم نقد و نظر واقع بینانه ٬ راهگشا و همراه با حوصله و تامل است . مخصوصا پاسخ به این سئوالات :
1 _ عیب ها و نارسایی های کلی ، مطابق با سطح انتظار و علاقمندی شما .
2 _ مزایا و نقاط قوت کلی .
3 _ پیشنهادات راهبردی و خاص .
4 _ موضوعات مورد علاقه ی شما .
5 _ مسائل کوچکتری مانند قالب ، سبک نگارش و ادبیات ، کوتاه یا طولانی بودن مطالب وبلاگ ...
6 _ هر موردی که خود صلاح می دانید و در پنج بند بالا نمی گنجد .
در پایان ضمن تشکر صمیمانه از همه ی شما عزیزان ، لازم است بگویم که در این یک سال 150 پست ، یا مطلب کوتاه و غالبا بلند در این وبلاگ ، با موضوعات متفاوت ارائه شد . حدود 32600 نفر به این وبلاگ سر زدند . نزدیک به 17 هزار نفر بازدید واقعی داشته و مطالب را خوانده اند و اکثر آن ها کامنت گذاشتند . تعدادی از این بازدید کننده ها هموطنان خارج از کشور بودند که آمار آن ها بر اساس شمارنده ی سایت وبگذر به شرح زیر است :
13774 82.44% 993 5.94% 461 2.75% 256 1.53% 252 1.5% 223 1.33% 147 0.87% 70 0.41% 46 0.27% 45 0.26% 43 0.25% 41 0.24% 28 0.16% 24 0.14% 21 0.12% 21 0.12% 18 0.1% 17 0.1% 17 0.1% 16 0.09% 16 0.09% 16 0.09% 15 0.08% 14 0.08% 14 0.08% 14 0.08% 9 0.05% 9 0.05% 7 0.04% 7 0.04% 7 0.04% 6 0.03% 5 0.02% 4 0.02% 3 0.01% 3 0.01% 3 0.01% 2 0.01% 2 0.01% 2 0.01% 2 0.01% 34 0.2% 16707 100%
آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه
کشور
تعداد ورودی
درصد
نمودار
1
ج. ا. ايران
2
آمريکا
3
انگلستان
4
امارات
5
آلمان
6
کانادا
7
سوئيس
8
سوئد
9
هلند
10
کويت
11
فرانسه
12
مالزي
13
فنلاند
14
استرالیا
15
يونان
16
افغانستان
17
بوسني و هرزه گوين
18
جمهوري چك
19
هند
20
ترکيه
21
اتريش
22
دانمارک
23
ايتاليا
24
بلژيک
25
نروژ
26
قطر
27
اسپانيا
28
چين
29
عربستان
30
بحرين
31
فيليپين
32
ژاپن
33
آذربايجان
34
کره جنوبي
35
عراق
36
پاکستان
37
سنگال
38
فلسطين اشغالی
39
روسيه
40
قبرس
41
مجارستان
بقيه کشورها
مجموع
این شب هجران به پاپان می رسد ؟ قالوا بلی
انتهای این زمستان می رسد ؟ قالوا بلی
هیچ مایوس از بهاران می شوی ؟ هرگز مشو
زود این گلخن ، گلستان می شود ؟ قالوا بلی
هیچ تشویشی به دل داری ؟ نگو !
دوره ی تشویش و حرمان می رود ؟ قالوا بلی
شام هجران زو د پر خواهد کشید ؟
روز وصل دوستداران می رسد ؟ قالوا بلی
این چنین رنجی نباشد جاودان
دست ما در زلف جانان می رسد ؟ قالوا بلی
ای بسا حسرت که بر آتش رود
شادکامیٍ عیاران می رسد ؟ قالوا بلی
علی اصغر شریفی راد مدیر کل دفتر انتخابات وزارت کشور در گفتگو با مهر ، اعلام کرد : شورای نگهبان در جلسه اخیر خود با تاریخ پیشنهادی وزارت کشور برای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ... موافقت کرده است و بر این اساس ، این ... انتخابات در تاریخ 22 خرداد سال 88 برگزار خواهد شد.
تشکر می کنم از خانم فاطیما که درست ترین تفسیر را از دو بیتی بابا طاهر در کامنتٍ پست قبلی نوشت . فاطیما یکی از زیباترین و پر بارترین و بهترین وبلاگ ها ٬ به نام روانشناسی ـ مشاوره ی خانواده را مدیریت می کند . البته نمی دانم چرا مدتی است که مطلب نمی نویسد . ولی خوشبختانه روز ۱۲ شهریور به روز شد . برای دیدن وبلاگ ایشان اینجا را کلیک کنید . از ویشمستر هم تشکر می کنم که پاسخ درستی همراه با توضیح ارائه کرد . پاسخ فاطیما ٬دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی ٬ را همراه با توضیحی از خودم تقدیم می کنم :
" مصراع اول اشاره به عهدی دارد که خداوند در ازل از بنی آدم گرفت و فرمود:الستُ بربکم قالوا بلی....آیا من پروردگار شما نیستم و انسانها در جواب گفتند بلی.
مصراع سوم اشاره به این دارد که از رحمت خدا نا امید نباشید.چرا که خدا در قرآن فرموده:لاتقنطوا من رحمه الله
مصراع چهارم اشاره دارد به اینکه اگر انسان توبه نکند در قیامت که از قبر بیرون میاید زبان حالش این است و میگوید:یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا ....یعنی وای بر ما چه کسی ما را از قبرمان خارج کرد . "
قالوا بلی = آیه ی 172 از سوره اعراف : ( یاد کن ) آنگاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، زاده های آنان را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند چرا ، گواهی می دهیم ، مبادا که در رستاخیز بگویید ما از این ناآگاهان بودیم . ( در تفاسیر ٬ این عهد را مربوط به عالم ذر می دانند . به یک معنا عالمی که انسانها ذرٌه ای بودند در وجود آدم نخستین ) .
لا تقنطوا = آیه ی 53 از سوره زمر : بگو ای بندگان من که بر جان خود گزافکاری ( اسراف ) کردید ، از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند تمامی گناهان را می آمرزد ...
یا ویلنا = در چند سوره کلمه ی یا ویلنا آمده است . اما آیه ی 52 از سوره ی یس که فاطیما ترجمه ی آن را آورده است به احتمال خیلی زیاد مورد نظر بابا طاهر بود که ترجمه ی گرمارودی از آن این است : می گویند وای برما ! چه کسی ما را از آرامگاه های مان برانگیخت ؟ این همان وعده ی ( خداوند ) بخشنده است و پیامبران راست گفتند .
در نتیجه معنای دو بیتی پر مغز باباطاهر این است : از یک طرف به خداوندی خدا گواهی دادم و عهدی بستم و از طرف دیگر گناهانم از دانه های برف و باران بیشتر ٬ و این موجب تشویش خاطرم ست ، اگر این وعده ی خداوند که فرمود : " بندگان من ! تمامی گناهان را می بخشم " ، دستگیرم نشود ، راهی پیش رو ندارم جز اینکه روز رستاخیز جزء کسانی باشم که می گویند وای برما ! چه کسی ما را از آرامگاه های مان بر انگیخت ؟ ...
مو از قالوا بلی تشویش دارم
گنه از برف و بارون بیش دارم
اگر لاتقنطوا دستم نگیره
ره یا ویلنا در پیش دارم
این ها بخشی از آیاتی است که با آن ها آشنا بودم اما تجمیع آن ها را و نیز برداشت از معنی تقوی را مدیون استاد کریم محمود حقیقی هستم .
این پرهیزگاری چیست که همه ی رستگاری در اوست ؟ تقوی یعنی خود نگهداری . در جایی که میل و نیاز و خواهش باشد ، و انسان خود را به خاطر دستور خداوند از انجام عملی نگهدارد . اگر میل و نیاز و خواهش نفس نباشد و انسان خود را از انجام عملی باز دارد ، این پرهیزگاری نیست ، چرا که تمنایی نیست تا پرهیزی باشد .
پرهیزگاری ارتباطی به ثروت ٬ قدرت ٬ فقر ٬ دانش و فلسفه یا صنف خاصی ندارد . در میان هر صنفی اعم از کشاورز و کارگر و تاجر و معلم و عالم و بی سواد ... ٬ از این بندگان صالح خدا وجود دارد .
روزه از مصادیق پرهیزگاری ست . چرا که روزه نه تنها خود نگهداری از انواع خواهش ها اعم از خوردن و آشامیدن و میل جنسی و میل به دروغ و غیبت و تهمت ... و تمایلات حرام است ، بلکه خود نگهداری از برخی امیال مباح و حلال نیز هست . رمضان ماه نور و نزول نور و نورانی شدن و صیقل جان است . مبارک باد بر شما رمضان المبارک .
در رشته ی الهیات تحصیل کرد و ایمانش را به مسیحیت از دست داد . با فلسفه ی شوپنهاور آشنا شد و تحت تاثیر قرار گرفت . بعدها فلسفه ی یونان را خواند و استاد کرسی واژه شناسی دانشگاه بازل شد . دکترای خود را از دانشگاه شهر خود گرفت .
نیچه جنگیدن ، پرستاری و عشق را تجربه کرد . او شهروندی خود از پروس را لغو و خود را بی سرزمین کرد و بین آلمان و ایتالیا و سوئیس سرگردان و در پانسیون ها زندگی می کرد . او هرگز ازدواج نکرد . آثارش زمانی مورد استقبال فروان قرار گرفت که دیگر گرفتار جنون و دیوانگی بود و ده سال آخر عمرش در دیوانگی سپری شد .
اهمیت نیچه ٬ علاوه بر نقد سنت و اخلاق و دین و فرهنگ ، به این است که در اوج شکوفایی تمدن مدرن غربی و غرور علمی دانشمندان علوم تجربی و سیطره ی مدرنیته ، به نقد آن پرداخت . در واقع نیچه اولین فیسلوف ژرف اندیش پست مدرن است که پایه های تفکر مدرنیسم را به لرزه در آورد .
معرفترین اثر نیچه در ایران " چنین گفت زرتشت " است که در آن همان اندیشه ی اراده ی معطوف به قدرت و باز آفرینی و تجلیل از " ابر مرد " ، به زبانی شاعرانه آمده است . اگر فرصت کردید قسمت های در باره ی واعظان مرگ ٬ در باره ی بت نو و در باره ی کشیشان این کتاب را بخوانید .
چنانکه گفته شد اهمیت نیچه به نقد مدرنیسم است . مدرنیسمی که ستون اصلی اش اعتقاد جزمی به عقل بشری و یافته های آن بود و چون این ستون کشیده شود خیمه ی آن فرو خواهد افتاد .
این مختصر به درخواست صاحب وبلاگ سیب نوشته شد .
مسئله در بهشت رفتن نیست . آموختن هنر در بهشت بودن است در هر کحا که باشی ، باید عصاره ی لحظه ی اکنون را بر گرفت . فقط عصیانگران می دانند زندگی چیست و خدا چیست ، زیرا خدا هسته ی زندگی ست . در حقیقت ٬ خدا و زندگی مترادف هم اند .
خرد یک ترانه است . خرد جدی بودن نیست ، بازیگوش بودن است . غمگین بود نیست ، جشن بر پا کردن است . و تا زمانی که خرد ترانه نشود حقیقت نیست ، دانش است . دانش محض ، تظاهر به خردمندی است . اما خرد ... از راه مراقبه زاده می شود . هیچ راه دیگری غیر از این نیست .
... از نگاه من انسان نوین باید قادر به عشق ورزیدن باشد . او نباید در دیری اقامت گزیند . باید در مکان های عمومی و تجاری حضور داشته باشد و در عین حال بتواند از تمام مال پرستی ها ، دل بستگی ها و حسادت ورزی ها دوری گزیند . این کار شدنی ست ، زیرا من موفق به انجام آن شده ام . پس تو هم می توانی .