تبليغاتX
نسیم سحری
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
     عیب می چونکه بگفتی هنرش نیز بگوی . از صدها کار امدی نژاد ناراضی ام  و از سه کار او خیلی راضی . کارهایی که از آن ها راضی ام این ها هستند :
۱ ـ عدم تغییر ساعت رسمی کشور ٬ با همه ی ضرر و زیان اقتصادیی که دارد . اگر چه یک سال توانست این کار را ادامه دهد و مجلس مانع ادامه ی آن شد .
۲ - کاهش ساعات اداری در ماه رمضان .
۳ ـ سهام عدالت ٬ البته اگر به ثمر بنشیند . گر چه خود از آن بهره مند نیستم .
     البته برجسته کردن اصل عدالت و نیز شعار مبارزه با فساد اداری و فساد اقتصادی هم قابل تقدیر است ٬ اما افسوس که این ها شعاری بیش نبودند و در همان سطح شعار ماندند . ولی هیچ دقت کردید که احمدی نژاد از به کار بردن واژه ی آزادی دوری می کند ؟ چرا ؟
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 4:46  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

گشت  با  عیسی   یکی  ابله  رفیق             استخوان ها دید در گودی  عمیق
گفت   ای   روح الله   آن   نام  سنی              که  بدان  تو  مرده  را  زنده  کنی
مر   مرا   آموز    تا    احسان     کنم              استخوان ها را  بدان با جان  کنم
گفت خامش کن که این کار تو نیست             لایق  انفاس  و  گفتار  تو   نیست
کان   نفس   خواهد  ز   باران  پاک تر             از  فرشته   در   روش    چالاک تر
عمرها   بایست   تا    دم   پاک   شد             تا   امین   مخزن     اسرار    شد
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:43  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

دولت چیست ؟ پس اکنون گوش با من دارید تا کلام خویش را در باره ی مرگ ملت ها در میان گذارم .
دولت نام سردترین هیولاهای سرد است و به سردی دروغ می گوید . و این دروغ از دهانش برون می خزد که " من دولت ، همان ملت ام . " ... اما نابودگرانند . آنان که بهر بسیاری دام می نهند و دولت می نامندش ، اینان یک تیغ و یکصد آز بر فراز آنان می آویزند .

... دولت به همه ی زبان های " نیک و بد " دروغ می گوید و هر چه بگوید دروغ است و هر چه دارد دزدی ست ! ... " از من بزرگتر بر روی زمین هیچ نیست ، منم انگشت سامان بخش حد ! " هیولا چنین می غرد و تنها درازگوشان و کوته بینان نیستند که ( در برابرش ) به زانو می افتند .

... اگر او را پرستش کنید ، شما را همه چیز خواهد داد ، این بت نو . اینگونه برق فضیلت و نگاه پر غرورتان را بهر خویش می خرد ... آری اینجا بسیاری را مرگ فراهم کرده اند که به نام زندگی بر خویش می بالند ... دولت آنجاست که خودکشیٍ اندک اندکٍ همگان " زندگی " نام گرفته است .

... بنگرید بالا خزیدن این بوزینگان چالاک را ! ببینید که جگونه از بر و روی یکدیگر بالا می روند و این گونه یکدیگر را به لای و لجن و گودال فرو می کشند ... ای بسا لای و لجن بر اورنگ ( تخت حکومت ) تکیه می زند و ای بسا اورنگ بر لای و لجن !

اینان همه در چشم من دیوانگانند و بوزینگانٍ بالا خزنده و جانورانٍ پر جوش و خروش . بت شان ، آن هیولای سرد ، نزد من بویناک است . نزد من ، اینان همه ، این بت پرستان همه ، بویناک اند ... از بوی گند دوری کنید ... درهای زندگی آزاد هنوز به روی جان های بزرگ گشاده است . براستی هر چه کمتر داشته باشی ، تو را کمتر دارند : خوشا اندک تهیدستی !

چنین گفت زرتشت .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 21:48  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     هر چه به انتخابات ریاست حمهوری دهم نزدیک تر می شویم شدت جنگ سرد در میان جناح های سیاسی کشور و نیز در درون هر جناح ٬ بیشتر و بیشتر می شود . حقیقتا این همه تنازع برای خدمت به مردم است ؟ یا برای رضای خداست ؟ خیر . این همه درگیری لفظی و سیاسی بین دو جناح و در درون هر دو جناح بیشتر برای قدرت و دنیاست . به قول مولوی :

 جنگ خلقان همچو جنگ کودکان
جمله بی معنی و بی مغز و مهان

      اختلاف اندیشه و بینش سیاسی و روش اداره ی کشور ، و رقابت و نقد بین جناح ها موجه است و داور نهایی هم باید مردم باشند و در انتخابات های آزاد ، با رای خود داوری کنند .

     اما اختلاف در درون یک جناح که همه کم و بیش یک مشرب عقیدتی و فکری و سیاسی دارند چه معنا دارد جز جنگ قدرت ؟ مخالف اختلاف سلیقه و حتی فکر در درون یک جناح نیستم اما آنچه می بینم نزاع قدرت طلبانه ست . حداقل اصلاح طلبان که شعار مردم مداری و مردمسالاری ٬ اسلام اصیل ٬ اصلاح ٬ توسعه و پیشرفت ٬ استقلال و آزادی را دارند ، چرا ؟

     انسان های سالم و خود ساخته و دیندار و دارای تعهد اجتماعی و از خود گذشته بسیار کمیاب هستند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 4:4  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     شش سال پیش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سمیناری با حضور معاونین و مدیران کل این وزارتخانه تشکیل داد و خانم شهیندخت خوارزمی ، مترجم کتاب های الوین تافلر ، هم یکی از کنفرانس دهندگان این سمینار بود . وی ضمن بیان این مطلب که بیش از 30 سال است در مورد علت اساسی توسعه یافتگی برخی کشورها ٬ و عقب افتادگی و توسعه نیافتگی ایران مطالعه می کنم ٬ جمله ای گفت که هیچگاه فراموش نمی کنم :

     نتیجه ی همه ی این مطالعات من یک جمله است " در کشورهای توسعه یافته منابع و درآمدهایشان ، هزینه ی رشد و توسعه ی کشورشان شد و می شود ، اما در ایران منابع و درآمدها ٬ چه پیش و چه بعد از انقلاب ، هزینه ی به دست آوردن یا حفظ قدرت شده و می شود . "

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:27  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

امام علی ( ع ) :

" عبرت ها زیاد ولی عبرت گیرنده کم است . "

اهل قدرت گویی عقل و دل و چشم و گوششان کور و کر است و اصلا اهل عبرت نیستند !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 1:12  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

تشکر می کنم از دوستان عزیزی که در پست قبل مرا راهنمایی کردند . تلاش می کنم توصیه ها را تا جایی که مقدور است به کار بندم .

ما فات مضی و ما سیئتیک فاین
فاغتنم  الفرصت   بین   العدمین :

گذشته ی تو گذشت ، و آینده ات کجاست ؟ ( نیست )   میان این دو نیستی ٬ فرصت ( حال را ) را غنیمت شمار .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 0:8  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     سلام یر دوستان عزیزی که در یک سال گذشته از هر نظر مرا در ادامه ی کار این وبلاگ یاری کردند . مخصوصا از آقای مجتبی تقوی مدیر بزرگوار وبلاگ فریاد که در ایجاد این وبلاگ و ادامه ی کار آن تا مدت ها مرا بی دریغ یاری کردند . همچنین تشکر صمیمانه دارم از باران مدیر محترم وبلاگ که عشق آسان نمود اول که کریمانه بسیاری از تکنیک های وبلاگ نویسی را به من یاد داد . و نیز مدیر محترم وبلاگ تنهایی و سوز عشق که او نیز در این زمینه بسیاری چیزها به من آموخت . و سایر دوستانی که اگر بخواهم اسم ببرم طولانی می شود .

     بله . یک سال گذشت . در آغاز مسیری را در نظر داشتم . اما فضای مجازی تاثیرات خاص خود را داشت و جهت را تحت تاثیر قرار داد ، اما خوشبختانه هدف بر جای خود باقی ماند .

     در آغاز بنای من بر این بود که مقالات علمی در زمینه های مورد علاقه ی خودم ( تاریخ ، تاریخ ادیان ، تاریخ یران و اسلام ٬ روانکاوی ، عرفان ، فلسفه و مسائل فکری ، اندیشه ی سیاسی و مسائل سیاسی روز ) بنویسم یا نوشته های پیشین را ارائه کنم . اما سرعت در فضای مجازی مجالی و استقبالی از این مقولات را تا کنون اقتضا نکرد .

     سلیقه ها مختلف است ، برخی از دوستان به شدت درخواست تحلیل مسائل سیاسی را داشته و برخی دیگر با همان شدت مخالف بودند . سیاست البته علاقه مندی دست سوم من ، آن هم از باب احساس وظیفه ست .

     به هر حال از شما انتظار تبریک و گل و عزیزم گفتن و جانم شنفتن ندارم . انتظارم نقد و نظر واقع بینانه ٬ راهگشا و همراه با حوصله و تامل است . مخصوصا پاسخ به این سئوالات :

1 _ عیب ها و نارسایی های کلی ، مطابق با سطح انتظار و علاقمندی شما .

2 _ مزایا و نقاط قوت کلی .

3 _ پیشنهادات راهبردی و خاص .

4 _  موضوعات مورد علاقه ی شما .

5 _ مسائل کوچکتری مانند قالب ، سبک نگارش و ادبیات ، کوتاه یا طولانی بودن مطالب وبلاگ ...

6 _ هر موردی که خود صلاح می دانید و در پنج بند بالا نمی گنجد .

     در پایان ضمن تشکر صمیمانه از همه ی شما عزیزان ، لازم است بگویم که در این یک سال 150 پست ، یا مطلب کوتاه و غالبا بلند در این وبلاگ ، با موضوعات متفاوت ارائه شد . حدود 32600 نفر به این وبلاگ سر زدند . نزدیک به 17 هزار نفر بازدید واقعی داشته و مطالب را خوانده اند و اکثر آن ها کامنت گذاشتند . تعدادی از این بازدید کننده ها هموطنان خارج از کشور بودند که آمار آن ها بر اساس شمارنده ی سایت وبگذر به شرح زیر است :

آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 ج. ا. ايران

13774

82.44%

2 آمريکا

993

5.94%

3 انگلستان

461

2.75%

4 امارات

256

1.53%

5 آلمان

252

1.5%

6 کانادا

223

1.33%

7 سوئيس

147

0.87%

8 سوئد

70

0.41%

9 هلند

46

0.27%

10 کويت

45

0.26%

11 فرانسه

43

0.25%

12 مالزي

41

0.24%

13 فنلاند

28

0.16%

14 استرالیا

24

0.14%

15 يونان

21

0.12%

16 افغانستان

21

0.12%

17 بوسني و هرزه گوين

18

0.1%

18 جمهوري چك

17

0.1%

19 هند

17

0.1%

20 ترکيه

16

0.09%

21 اتريش

16

0.09%

22 دانمارک

16

0.09%

23 ايتاليا

15

0.08%

24 بلژيک

14

0.08%

25 نروژ

14

0.08%

26 قطر

14

0.08%

27 اسپانيا

9

0.05%

28 چين

9

0.05%

29 عربستان

7

0.04%

30 بحرين

7

0.04%

31 فيليپين

7

0.04%

32 ژاپن

6

0.03%

33 آذربايجان

5

0.02%

34 کره جنوبي

4

0.02%

35 عراق

3

0.01%

36 پاکستان

3

0.01%

37 سنگال

3

0.01%

38 فلسطين اشغالی

2

0.01%

39 روسيه

2

0.01%

40 قبرس

2

0.01%

41 مجارستان

2

0.01%

بقيه کشورها

34

0.2%

مجموع

16707

100%


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 22:5  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     مدیر وبلاگ عطر گریز ٬ آقای خدامیان ٬ با خوش ذوقی خاص خود غزلی که سه پست اخیر مرا در بر می گیرد ٬ رندانه پاسخ داد و به زیبایی چنین سرود :

این شب هجران به پاپان می رسد ؟ قالوا بلی
انتهای  این  زمستان   می رسد ؟  قالوا  بلی
هیچ مایوس از بهاران می شوی ؟ هرگز  مشو
زود  این گلخن ، گلستان می شود ؟ قالوا بلی
هیچ    تشویشی    به    دل    داری ؟     نگو !
دوره ی تشویش و حرمان  می رود ؟ قالوا  بلی
شام    هجران    زو د    پر     خواهد    کشید ؟
روز  وصل  دوستداران  می رسد ؟  قالوا   بلی
این     چنین     رنجی       نباشد       جاودان
دست ما  در زلف جانان می رسد ؟  قالوا  بلی
ای    بسا     حسرت     که   بر    آتش    رود
شادکامیٍ    عیاران   می رسد ؟   قالوا    بلی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 3:3  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     علی اصغر شریفی راد مدیر کل دفتر انتخابات وزارت کشور در گفتگو با مهر ، اعلام کرد : شورای نگهبان در جلسه اخیر خود با تاریخ پیشنهادی وزارت کشور برای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ... موافقت کرده است و بر این اساس ، این ... انتخابات در تاریخ 22 خرداد سال 88 برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 7:20  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

   باباطاهر . وفات احتمالا 450 قمری در همدان در سن 85 سالگی . زبان شعری : بی تردید لری  

       تشکر می کنم از خانم فاطیما که درست ترین تفسیر را از دو بیتی بابا طاهر در کامنتٍ پست قبلی  نوشت . فاطیما یکی از زیباترین و پر بارترین و بهترین وبلاگ ها ٬ به نام روانشناسی ـ مشاوره ی خانواده  را  مدیریت می کند . البته نمی دانم چرا مدتی است که مطلب نمی نویسد . ولی خوشبختانه  روز ۱۲ شهریور به روز شد . برای دیدن وبلاگ ایشان اینجا را کلیک کنید . از ویشمستر هم تشکر می کنم که پاسخ درستی همراه با توضیح ارائه کرد . پاسخ فاطیما ٬دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی ٬ را همراه با توضیحی از خودم تقدیم می کنم :

    " مصراع اول اشاره به عهدی دارد که خداوند در ازل از بنی آدم گرفت و فرمود:الستُ بربکم قالوا بلی....آیا من پروردگار شما نیستم و انسانها در جواب گفتند بلی.

     مصراع سوم اشاره به این دارد که از رحمت خدا نا امید نباشید.چرا که خدا در قرآن فرموده:لاتقنطوا من رحمه الله
     مصراع چهارم اشاره دارد به اینکه اگر انسان توبه نکند در قیامت که از قبر بیرون میاید زبان حالش این است و میگوید:یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا ....یعنی وای بر ما چه کسی ما را از قبرمان خارج کرد . "

قالوا بلی = آیه ی 172 از سوره اعراف : ( یاد کن ) آنگاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، زاده های آنان را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند چرا ، گواهی می دهیم ، مبادا که در رستاخیز بگویید ما از این ناآگاهان بودیم . ( در تفاسیر ٬ این عهد را مربوط به عالم ذر می دانند . به یک معنا عالمی که انسانها ذرٌه ای بودند در وجود آدم نخستین ) .

لا تقنطوا = آیه ی 53 از سوره زمر : بگو ای بندگان من که بر جان خود گزافکاری ( اسراف ) کردید ، از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند تمامی گناهان را می آمرزد ...

یا ویلنا = در چند سوره کلمه ی یا ویلنا آمده است . اما آیه ی 52 از سوره ی یس که فاطیما ترجمه ی آن را آورده است به احتمال خیلی زیاد مورد نظر بابا طاهر بود که ترجمه ی گرمارودی از آن این است : می گویند وای برما ! چه کسی ما را از آرامگاه های مان برانگیخت ؟ این همان وعده ی ( خداوند ) بخشنده است و  پیامبران راست گفتند .

     در نتیجه معنای دو بیتی پر مغز باباطاهر این است : از یک طرف به خداوندی خدا گواهی دادم و عهدی بستم و از طرف دیگر گناهانم از دانه های برف و باران بیشتر ٬ و این موجب تشویش خاطرم ست ، اگر  این وعده ی خداوند که فرمود : " بندگان من ! تمامی گناهان را می بخشم " ، دستگیرم نشود ، راهی پیش رو ندارم جز اینکه روز رستاخیز جزء کسانی باشم که می گویند وای برما ! چه کسی ما را از آرامگاه های مان بر انگیخت ؟ ...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:9  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     ماه رمضان است و هنگامه ی توبه و استغفار و دعا و ذکر و شکر ٬ و درهای رحمت بیکران الهی بیش از هر زمان باز . از دوستان عزیز می خواهم که معنای این دو بیتی بابا طاهر را ٬ که در آن به سه از قرآن اشاره شده ٬ در کامنت هاشون بنویسند :

مو از قالوا بلی تشویش دارم
گنه از برف و بارون بیش دارم
اگر   لاتقنطوا   دستم   نگیره
ره  یا  ویلنا  در   پیش   دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 5:46  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

      اولین آیه ی سوره ی بقره می فرماید : این کتاب بی تردید پرهیزگاران را هدایت می کند . و در جاهای دیگری می فرماید : خدا پرهیزگاران را دوست دارد ... خدا با پرهیزگاران است ... خدا فقط پرهیزگاران را هدایت و موعظه می کند ... خداوند فقط از پرهیزگاران ( عمل خیر را ) قبول می کند ... عاقبت به خیری فقط مال پرهیزگاران است ... دوستان در روز قیامت دشمن یکدیگر می شوند مگر پرهیزگاران ... هر کس پرهیزگاری پیشه کرد و صالح شد نه ترسی و نه غمی داشته باشد ... کسی که پرهیزگاری پیشه کرد و در راه خدا انفاق کرد و به راستی رو به خدا کرد ، زندگی را بر او آسان می کنیم ... هر که پرهیزگاری پیشه کرد ما کارها را بر او آسان می کنیم ... هر که پرهیزگاری پیشه کند ما قدرت تشخیص حق از باطل را به او می بخشیم ...

     این ها بخشی از آیاتی است که با آن ها آشنا بودم اما تجمیع آن ها را و نیز برداشت از معنی تقوی را مدیون استاد کریم محمود حقیقی هستم . 

     این پرهیزگاری چیست که همه ی رستگاری در اوست ؟ تقوی یعنی خود نگهداری . در جایی که میل و نیاز و خواهش باشد ، و انسان خود را به خاطر دستور خداوند از انجام عملی نگهدارد . اگر میل و نیاز و خواهش نفس نباشد و انسان خود را از انجام عملی باز دارد ، این پرهیزگاری نیست ، چرا که تمنایی نیست تا پرهیزی باشد .

      پرهیزگاری ارتباطی به ثروت ٬ قدرت ٬ فقر ٬ دانش و فلسفه یا صنف خاصی ندارد . در میان هر صنفی اعم از کشاورز و کارگر و تاجر و معلم و عالم و بی سواد ... ٬ از این بندگان صالح خدا وجود دارد .

     روزه از مصادیق پرهیزگاری ست . چرا که روزه نه تنها خود نگهداری از انواع خواهش ها اعم از خوردن و آشامیدن و میل جنسی و میل به دروغ و غیبت و تهمت ... و تمایلات حرام است ، بلکه خود نگهداری از برخی امیال مباح و حلال نیز هست . رمضان ماه نور و نزول نور و نورانی شدن و صیقل جان است . مبارک باد بر شما رمضان المبارک .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 0:50  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     فردریش ویلهلم نیچه (F.W.Nietzsche) در سال  ۱۸۴۴ میلادی در لایبزیک پروس ( آلمان ) به دنیا آمد و در سال 1900 میلادی از دنیا رفت . پدرش کشیشی پروتستان و اجداد مادریش نیز همه کشیش بودند . از 12 سالگی شعر می سرود .

      در رشته ی الهیات تحصیل کرد و ایمانش را به مسیحیت از دست داد . با فلسفه ی شوپنهاور آشنا شد و تحت تاثیر قرار گرفت . بعدها فلسفه ی یونان را خواند و استاد کرسی واژه شناسی دانشگاه بازل شد . دکترای خود را از دانشگاه شهر خود گرفت .

     نیچه جنگیدن ، پرستاری و عشق را تجربه کرد . او شهروندی خود از پروس را لغو  و خود را بی سرزمین کرد و بین آلمان و ایتالیا و سوئیس سرگردان و در پانسیون ها زندگی می کرد . او هرگز ازدواج نکرد . آثارش زمانی مورد استقبال فروان قرار گرفت که دیگر گرفتار جنون و دیوانگی بود و ده سال آخر عمرش در دیوانگی سپری شد .

     اهمیت نیچه ٬ علاوه بر نقد سنت و اخلاق و دین و فرهنگ ، به این است که در اوج شکوفایی تمدن مدرن غربی و غرور علمی دانشمندان علوم تجربی و سیطره ی مدرنیته ، به نقد آن پرداخت . در واقع نیچه اولین فیسلوف ژرف اندیش پست مدرن است که پایه های تفکر مدرنیسم را به لرزه در آورد .

     معرفترین اثر نیچه در ایران " چنین گفت زرتشت " است که در آن همان اندیشه ی اراده ی معطوف به قدرت و باز آفرینی و تجلیل از " ابر مرد " ، به زبانی شاعرانه آمده است . اگر فرصت کردید قسمت های در باره ی واعظان مرگ ٬ در باره ی بت نو و در باره ی کشیشان این کتاب را بخوانید .

     چنانکه گفته شد اهمیت نیچه به نقد مدرنیسم است . مدرنیسمی که ستون اصلی اش اعتقاد جزمی به عقل بشری و یافته های آن بود و چون این ستون کشیده شود خیمه ی آن فرو خواهد افتاد .

این مختصر به درخواست صاحب وبلاگ سیب نوشته شد .

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 15:41  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

نیچه : من عاشق توام ٬ ای جاودانگی !
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 9:49  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

نیچه : زیبایی آوایی آرام دارد که تنها در بیدارترین روان ها راه می برد .
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 9:39  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

نیچه : برای بسیار دیدن ٬ از خویش چشم بر گرفتن باید . 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 9:19  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

بگو کجا ایستاده ای ٬ تا بگویم که چه می بینی .
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 2:40  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

گاهی سکوت سزاوار تر است تا سخن گفتن .
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 9:59  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

منبع . جلد نهم از مجموعه کتاب های مراقبه ی اشو :

     مسئله در بهشت رفتن نیست . آموختن هنر در بهشت بودن است در هر کحا که باشی ، باید عصاره ی لحظه ی اکنون را بر گرفت . فقط عصیانگران می دانند زندگی چیست و خدا چیست ، زیرا خدا هسته ی زندگی ست . در حقیقت ٬ خدا و زندگی مترادف هم اند .

     خرد یک ترانه است . خرد جدی بودن نیست ، بازیگوش بودن است . غمگین بود نیست ، جشن بر پا کردن است . و تا زمانی که خرد ترانه نشود حقیقت نیست ، دانش است . دانش محض ، تظاهر به خردمندی است . اما خرد ... از راه مراقبه زاده می شود . هیچ راه دیگری غیر از این نیست .

... از نگاه من انسان نوین باید قادر به عشق ورزیدن باشد . او نباید در دیری اقامت گزیند . باید در مکان های عمومی و تجاری حضور داشته باشد و در عین حال بتواند از تمام مال پرستی ها ، دل بستگی ها و حسادت ورزی ها دوری گزیند . این کار شدنی ست ، زیرا من موفق به انجام آن شده ام . پس تو هم می توانی .

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 6:24  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  |