تبليغاتX
نسیم سحری
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
     با تبریک مجدد ٬ بیست روز پیش برادر و دوست عزیزم ٬ شاعر خوش ذوق آقای خدامیان صاحب وبلاگ عطر گریز شعر زیر را ارسال کرد که بی مناسبت با امروز نیست :

کی باشد و کی  باشد  و  کی باشد  و  کی
من  باشم  و وی باشد  و  می  باشد و  نی
من  گر  لب  وی  بوسم  و  وی  گر  لب  می
من  مست  ز وی گردم  و  وی  مست ز می
کی هستم و کی هستم وکی هستم و کی
نی  هستم و نی هستم  و نی بودم  و  نی
تو   بودی   و  تو   بودی   و    تو    بودی   تو
تو  بودی و تو هستی  و  کی   بودی  و  کی
امروزی    و    دیروزی     و    از    روز     ازل
با  مهر  تو  من  بودم   و  تو  بودی  و    می
گر  یار  موافق   شوی  و    عشق      نوازی
من  نایم  و  تو  صوتی  و  تو هستی  و  نی
بیمار  توام    زار  توام   مست   تو    هستم
یک بوسه دهی مست شوم مست چو  می 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 14:3  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 


     ادیان گوناگون ، برای تاریخ آغاز و انجام قائلند . یعنی تاریخ را دارای فلسفه ای می دانند که آغازی دارد و مسیر حرکتی و پایانی . برخی از موعودهای ادیان بزرگ را دکتر شریعتی نام برده است ولی حتی ادیان ابتدایی هم موعود دارند .

      اسلام نیز موعودی دارد . شیعه و سنی حتی در نام موعود هم اختلاف ندارند . تنها اختلاف این است که اهل سنت معتقدند مهدی ( عج ) در جامعه ی زمان خودش متولد می شود و شیعه با دلایل خاص خود ، معتقد است که فرزند امام حسن عسکری ( ع ) جانشین او در امامت و همان مهدی موعود است که دو دوره ی غیبت صغری و کبری دارد و روزی ظهور می کند و جهان را از تاریکی و تباهی و ستم پاک می کند .

      نیمه ی شعبان تولد نجاتبخش بشریت از بیداد و ستم است . این روز خجسته بر شما مبارک . این نکته نیز گفتنی است که شیادان ٬ هر اصلی را که ارزش ذاتی دارد ، بدلش را می سازند یا از آن سوء استفاده می کنند . نمونه ی آن طلاست که خلاف کاران بدلش را می سازند . در جامعه ی اسلامی و شیعی از اصل موعود و مهدویت ، دنیا پرستان و شیادان هم بدل های متعدد ساختند و هم از آن سوء استفاده کرده و می کنند . 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:4  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     دیروز روز خوبی برای وبلاگ های عضو بلاگفا نبود . من حتی به وبلاگ خودم هم به خوبی نتوانستم سر بزنم . ولی مثل اینکه مشکل حل شد .

    دوست بسیار عزیزی حدود دو ماه پیش ، به مناسبت جوانمرگ شدن یکی از عزیزترین کسانم که در آذر ماه هفتاد و سه مرا در سوگ بسیار عمیقی فرو برد ، چند جمله ای از رابیندرانات تاگور نوشت و به من داد . با تشکر صمیمانه از این دوست گرانقدری که صداقت و صفای باطنش ، در این روزگار دو روئی و دو رنگی ، گوهری کمیاب و خلوص ایمانش تا عمق جان آدمی نفوذ می کند ، آن چند جمله را در اینجا می نویسم :

     ای خداوند ! تا زنده بود در مقابل هر هدیه ای که به من می داد می توانستم هدیه ی دیگری به او دهم ، ولی دیگر آن روزگاران وجود ندارد و شب او به صبح گرائیده است .

     ای خداوند ! تو او را در آغوش خود گرفته ای و من امروز هدیه هایی را که برای او تهیه دیده بودم به پای تو می ریزم .

     برای هر ظلم و خطایی که نسبت به او مرتکب شده ام ، امروز بخشش می طلبم .

     شکوفه های عشق و سپاسم را که دیگر او نمی تواند بپذیرد ، ای خداوند ! امروز به تو هدیه می کنم اگر چه همه از آن اوست .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 6:48  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

      سلام به شما دوستان عزیزی که در این مدت مسافرت به این وبلاگ سر زدید و مرا مدیون محبت های خود کردید . سفر خوب بود و موفقیت آمیز .

     با فرض قبول این دیدگاه که در شرایط فعلی کشور ، اصلاحات تنها راه ممکن برای گسترش آزادی ها و استقلال و معنویت و توسعه و پیشرفت ملت و خروج از بحران های گونان ملی و بین المللی است ، پرسشی که در عنوان مطلب مطرح کردم بسیار مهم است .

      چه بسیار کسانی بودند و هستند که به نام اصلاحات ، دنبال ثروت و قدرت بودند و به راحتی آرمان ها و مطالبات مردم را فراموش کرده و یا بر سر آن معامله ی زشت و ناجوانمردانه ای کردند . این مردم فروشی مربوط به برخی از افراد در این دوره یا مربوط به کشور ما تنها نیست . 

      همه ی ما مدیران و فعالین سیاسی و احزاب و رسانه ها و نقش آفرینان دروره ی اصلاحات را دیده و آزموده ایم . واقعا چه کسانی می توانند اصلاحات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی را به پیش ببرند ؟

      شک ندارم که تنها کسانی قادر به اصلاح کشور هستند که علاوه بر داشتن اندیشه ی اصلاحی ، خود اصلاح شده باشند . چه کسانی خود را اصلاح کرده اند ؟ آن ها که از عمل و سخن شان معلوم می شود که از خود و خودی و خودخواهی گذشته باشند و آماده ی فداکاری باشند . فدا کردن مال و آبرو و حتی جان خود . مهمترین ویژگی امام حسین ( ع ) حرکت برای اصلاح امت جدش تا دادن جان بود .

     محافظه کاران سنتی که به راه خود ایمان دارند ، هزاران بار قابل تحمل تر ، و ارزشمند تر از فرصت طلبانی هستند که به دنبال هیچ چیزی جز به دست آوردن منافعی یا رشد کاذب زیر پوشش اصلاحات یا هر جریان قابل احترام دیگری نیستند .


     آقای خاتمی اگر کاندیدا شود و اگر مورد اعتماد مردم قرار گیرد ، یا هر کس دیگری که به نام جنبش اصلاحات ملت ایران به وسیله ی مردم به ریاست جمهوری برگزیده شود ، باید بیش از هر چیز تشنگان نام و نان و قدرت را از خود براند و در تمام سطوح از صالحین و مصلحین واقعی استفاده کند ، چرا که از فاسد ، جز فساد انتظاری نیست . و بالاترین فساد خودخواهی و قدرت طلبی و ضعف های ریشه دار خصلتی است .  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 2:55  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     سلام . از شما دوستان گله مندم ٬ چون انتظار نظرات جدی تری از شما در پست قبلی داشتم . چرا بعضی از دوستان از سیاستی که سرنوشت کشور ما به آن بستگی دارد و به هر شکلی نقش تک تک ما در آن موثر است فرار می کنند ؟ همچنان منتظر نظرات کسانی که سیاست گریز نیستند در پست قبلی هستم . 

     باز هم سفری در پیش دارم و باید اگر خدا بخواهد تا شنبه در سفر باشم . از دوستان صمیمی انتظار دارم در این مدت  وبلاگم را تنها نگذارند و سر بزنند و از نظرات خوب خودشان بهره مندم کنند .

      کارگ گوستاو یونگ : هندوها مطالب خردمنداته ای دارند . آیا داستان مریدی را که به دیدار استادش رفت تا در باره ی آتمن ( یعنی روح ، اصل زندگی و حیات ، حقیقت درونی که پس از مرگ آدمی به جان جاودانی و کلی می پیوندد ) سئوال کند شنیده اید ؟  استاد به او گفت همه چیز آتمن است . اما مرید سمج بود . پرسید آیا فیل مهاراجه هم آتمن است ؟ استاد جواب داد آری ، خودتان هم آتمن هستید ... بعد از این مرید با رضایت کامل از نزد استاد رفت .

      در راه به فیل مهاراجه برخورد ، اما کنار نرفت . زیرا با خودش فکر کرد که اگر هم او و هم فیل هر دو آتمن هستند ، پس یقینا او را خواهد شناخت . حتی موقعی که فیلبان بر سرش فریاد کشید که کنار برو ، باز هم حرکت نکرد . و لذا فیل او را با خرطومش گرفت و به گوشه ای انداخت .

      روز بعد خسته و کوفته به نزد استادش رفت و گفت : شما گفتید که من و فیل هر دو آتمن هستیم ، اما ببینید که فیل با من چه کرد ! استاد کاملا آرام بود و از مرید پرسید که فیلبان به او چه گفته بود ؟ مرید پاسخ داد : به من گفت از سر راه کنار برو . استاد گفت : شما باید به حرف او گوش می کردید زیرا فیلبان هم آتمن است .  

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 6:5  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     

      سخن از کاندیدا شدن یا نشدن خاتمی ٬ در انتخابات ریاست جمهوری دهم ٬ مدت هاست که بر سر زبان هاست و این پرسش از سوی مردم همچنان ادامه خواهد داشت . فعالان سیاسی اصلاح طلب پیشرو با هزاران دلیل به دنبال قانع کردن و به صحنه آوردن خاتمی هستند .

     محافظه کاران و اقتدارگریان به شدت او را تهدید به رد صلاحیت می کنند و به دنبال مایوس کردن او از پیروزی هستند . چمعیت کثیری از مردم دنبال نجات از وضعیت طاقت فرسای اقتصادی و به دست آوردن کرامت انسانی و امنیت شخصی و سیاسی و برون رفت از مشکلات و بحران بین المللی موجود هستند . 

     جمع دیگری هم مایوس از هر تغییر مثبتی ٬ در درون ساختار موجود ٬ منفعلانه افق روشنی را پیش رو ندیده و خاتمی را هم کار ساز نمی دانند . 

     با اینهمه ، تردید خاتمی برای کاندیدا شدن ریشه در کجا دارد ؟ پاسخی که به نظر می رسد ٬  معطوف به دوره ی ریاست جمهوری وی و نیز شرایط فعلی است :

1 _ خاتمی برای کاندیدا شدن در شرایط انتخابات ناعادلانه ی فعلی و تایید صلاحیت ٬ از یک طرف باید به ارکان قدرت تعهد بسپارد که در صورت پیروزی از خطوط قرمز امتیازات غیر قانونی و منافع سیاسی و اقتصادی آن ها عبور نخواهد کرد .

      این خطوط قرمز ٬  اسلام یا قانون اساسی نیست ، چرا که خاتمی 8 سال آزمایش خود را پس داد و نشان داد که نه تنها اعتقادی به عبور از قانون اساسی و ارزش های دینی ندارد بلکه خواست عمومی مردم را ٬ عمل در چارچوب همین قانون می بیند . تلاش او در راستای اجرای کامل قانون اساسی با قرائت اصلاح طلبانه و رعایت برابری حقوقی ، آزادی ، استقلال ، توسعه و پیشرفتٍ همراه با معنویت ٬ در درونٍ همین ساختار است . اما خواست اصلی جریان کم تعداد و ممتاز و  قدرتمندٍ محافظه کار و اقتدار گرا ، حفظ امتیازات غیر قانونی خویش است .

2 _ از طرف دیگر خواسته ها و مطالبات اکثریت جامعه ی ایرانی ٬ در تناقض با خطوط قرمز جناح اقلیت قدرتمند و ممتازی است که در ارکان قدرت نفوذ تعیین کننده دارد . 

     خاتمی اگر به این جناح قدرتمند تعهد بسپارد ، باید به مردم دروغ بگوید و اگر به مردم تعهد بسپارد ٬ باید به برخی از ارکان قدرت و اقلیت قدرتمند و ممتاز دروغ بگوید .

      ولی خاتمی بیشترین اعتبار ملی و تاریخی و بین المللی خود را ٬ علاوه بر اندیشه ی اصلاحی و قرائت رحمانی از اسلام و حکومت اسلامی ، مدیون همین صداقت نسبی است . 

      اگر خاتمی و همراهان و همفکران او ٬ و احزاب اصلاح طلبی که برای کاندیداتوری او را به شدت تحت فشار قرار داده اند ٬ بتوانند میان این دو خواسته ی متعارض ( خواسته های اکثریت مردم و خواست اقلیت قدرتمند و ممتاز و صاحب نفوذ در برخی ارکان قدرت ) به گونه ای آشتی ایجاد کنند ، خاتمی کاندیدا خواهد شد . ولی بعید به نظر می رسد که این تعارض کاملا قابل حل  و آشتی پذیر باشد . و در صورت پیروزی خاتمی او همچون دوره ریاست جمهوری اش بین این دو خواسته تحت فشار طاقت فرسا قرار خواهد گرفت .

      مشکل جریان اصلاح طلبی ریشه در همین تعارض دارد و هنر اصلاح طلبان و موفقیت این جریان در گرو یافتن راه حل نهایی این تعارض و قانع کردن طرفین ٬ به کوتاه آمدن از خواسته هایشان در مقابل یکدیگر ٬ به خاطر امنیت و منافع ملی ، تمامیت ارضی و پیشرفت کشور است .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 14:8  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

 در   حرا     بارید     ناگه      ابر     نور         ترس   رعدی   داشت  اول   این  حضور
چون   تجلی  کرد   او    بر    کوه   طور         هوشٍ موسی  رفت  و غش کرد از فتور
چشم   معشوقست   و   آغازین   نگاه         خشک ٍ  حیرت  می کند   هر   پادشاه
بعداز آن عشق است ومعشوق و طلب         شور  و  حالٍ  خط   و  خال  و مو  و  لب
نورٍ    قبل    از    نور   و   بالاتر   ز   نور         نورٍ   بعد   از   نور    و   شهلاتر   ز  نور
نورها    زان    نور    روشن    می شود        دشت ها  زان  ابر   گلشن    می شود
جبرئیل    آمد    زمین    یا     مصطفی         رفت    تا    قوسین   و   سدرالمنتهی ؟
من  نمی دانم  که  این الفاظ   چیست         آنکه  پشت  لفظ پنهان است ٬ کیست ؟
هر  چه برتر می روی صوت است و  نور         ما   در  این    وادی   همه   کوریم  کور
عالم  از  نور  است   و   احمد  نور  بود         نور     در     تابیدنش       مامور      بود
هان     بتاب   ای  " نور   جمله   انبیا "        ای    تو   خورشید   جهان    افروز    ما
قلب   ما   بس   از   هوی  تاریک  شد         راه ٬ دشوار   و  چو   مو    باریک    شد
ای     خدای      آدمی     و    احمدی         ای      سر آغاز       جهان      سرمدی
قطره ایم   و    میل    دریا    کرده ایم          پستٍ   پست  و   میل    بالا   کرده ایم
گر  نگیری   دست    ما   ای   دستگیر         تا   ابد    پشتٍ   عدم   گیریم   و    گیر
چنگ    ٬   بر     لا تقنطوا       آویختیم         ور  نه    در   اعما ل   ٬   آتش   ریختیم
 ...
از سید ضیاء الدین رضاتوفیقی ۹/۵/ ۸۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 8:6  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     نتایجی که در پی می آید حاصل 120 پژوهش من در چت روم ، روم آسیا ، از روم 1 تا 7 است . مقدمتا باید نکاتی را عرض کنم : می دانید که سن ازدواج به علت های مختلفی و از جمله مشکل مسکن و اشتغال افزایش پیدا کرد . از طرفی نیاز جنسی جوانان یک نیاز بنیادی و یک نیاز طبیعی ، درست مثل غذا و آب است . اما هنجارهای اجتماعی و ارزش های حکومتی یک پاسخ به این نیاز بیشتر ندارد : زشت است ، بد است ، نکنید .

       نیازهای بنیادی و فیزیولوژیک در برابر منع اخلاقی و دینی و حکومتی ٬ فقط در اندکی از انسان ها اثر گذار است . و تازه این اندک آدمیان ، به علت سرکوب یک نیاز بنیادی ٬ گرفتار مشکلات روانی می شوند . وقتی نیاز جنسی در یک نوجوان یا جوان شکوفا می شود ، اگر راهی معقول و مشروع از طرف جامعه و حکومت پیش پای او گذاشته نشود ، درست مثل این است که او گرسنه باشد و به او توصیه کنید که غذا نخور تا کار و درآمد پیدا کنی . روشن است که  نتیجه ی چنین توصیه ای چه خواهد بود .

     در جوامعی که شکاف ثروت زیاد و جمعیت بینوایان و فقرا فراوان است ، دزدی زیاد و حرمت مالکیت نادیده گرفته خواهد شد و تاثیر پلیس و مجازات ها نیز بسیار کم است . انحرافات اجتماعی همه از این جنس اند . نتیجه ی یک پژوهش در تهران 20 سال پیش نشان می دهد که دستگیر شدگان به علت تخلف جنسی ٬ 80 درصد مجرد و 20 درصد متاهل بودند . تازه این 20 درصد هم تحلیل خاص خود را دارد که خاستگاه آن ها و اعتقادات آن ها و شکل ازدواج های آن ها چگونه بوده است . بنا بر یک پژوهش در یک جامعه ی نسبتا سالم و مرفه و آزاد ، افراد کاملا بی بند و بار جنسی 3 درصد بیشتر نیستند که این سه درصد نیز علل فیزیولوژیک ، سودجویی سوداگران ، روانی و غیره را دارد .

      نمی خواهم در این مختصر به همه ی ابعاد قضیه بپردازم ، اما براستی جوانان ایرانی با این نیاز بنیادی و این موانع رفع نیاز چه کنند ؟ مردم و حکومت باید به این پرسش جواب دهند . به نظر من اسلام هیچ تقصیری در این زمینه ندارد . اسلام فقط از تنوع طلبی بیمار گونه ی جنسی منع کرده و افراد را از تجاوز با زور و نیز زنای محصنه ( مرد و زن متاهل ) منع کرده است و هر چه غیر از این است به فرهنگ ملت ها مربوط است و  ربطی به اسلام ندارد .

      اسلام فرد انسانی را از نگاه نامشروع و خلوت با نامحرم منع کرد ، اما جامعه ی اسلامی را از تهمت نیز منع کرد ، حتی اگر دو نفر را عریان در یک تختخواب ببینید اجازه ی تهمت زدن ندارید . و حتی اگر سه نفر شهادت به عمل زنای کسانی بدهند ، آن سه نفر باید حد بخورند و تازه چهار نفر شاهد باید عادل باشند و عمل زنا را نیز به کیفیتی که در کتب فقهی هست دیده باشند .این ها را همه می دانند ، اما گفتم تا جوانانی که این نوشته را می خوانند ، اسلام را مقصر برخوردهای ناروا ندانند .

          اما مختصری از نتیجه ی پژوهش :

1 _ بسیاری از کسانی که در چت روم هستند ، بد دهن ترین ٬ فحاش ترین و بی حیا ترین آدم ها هستند . در آنجا چون هر کس نقاب بر چهره دارد یا به عبارت بهتر نقاب ها از چهره ها برداشته شده است ، رکیک ترین حرف ها را می شنوید و می بینید .
 ۲ _ جامعه ی آماری حدود ۲۰۰۰ نفر و نمونه ی آماری دقیقا ۲۰۰ نفر . حداقل زمان مصاحبه ( البته با زبان خاص چت روم که پیش از پژوهش به سرعت آن را آموختم . ) ۱۰ دقیقه و حد اکثر ۶۰ دقیقه . ( مصاحبه های کمتر از ده دقیقه و بیشتر از یک ساعت را لحاظ نکردم چون آن ها حساب خاص خود را دارند و خارج از زمان ۱۲۰ ساعت است ) . نمونه ی آماری را بسیار بالا گرفتم تا به واقعیت نزدیک تر باشد .
3 _ افراد ایرانی در چت روم بین سنین 16 تا 65 سال هستند . 86 درصد افراد زیر 30 سال هستند .
4 _  85 درصد افراد چت روم مجرد هستند .
5 _  68 درصد افراد مرد و 32 زن هستند .
6 _  69 درصد آن ها بیکار هستند .
7 _  93 در صد نیاز جنسی دارند .
8 _  45 درصد افراد چت روم واقعا به دنبال شریک جنسی  بیرون از چت روم هستند .
9 _  48 در صد افراد چت روم به دنبال رفع نیاز در همان چت روم از طرق مختلف هستند .

      در پایان باید بگویم که این پژوهش دارای نقائصی است و طبعا کامل نیست . و نیز این نتیجه را به هیچ وجه نمی توان به کل جامعه ی ایرانی تعمیم داد . چت روم در ایران جائی است برای تخلیه ی هیجانات جنسی و برخی هیجانات دیگر . و البته جائی که در آن ازدواج های نادرست اینترنتی و دوستی های ناپایدار و نیز تاثیرات بسیار منفی بر کانون خانواده و حتی در برخی موارد فروپاشی کانون خانواده صورت می گیرد . امیدوارم روزی برسد که چت روم ایرانی سالم و کارکرد مفیدی پیدا کند .
     

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:3  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  | 

     سلام . چقدر طول کشید تا سفر نرفتم . تقدیم می کنم شعر عزیز دل گلاب خاتون را در استقبال از مولوی . برخی ایرادات شکلی را به لطافت طبع اش می شود بخشید . راستی که اونوقتایی که با هم بودیم شاعر نبود ولی الان می بینید که  :

در دلم عشق تو است که چون شکر  می خندم
دوش  شب  با تو بدم که چون  سحر  می خندم
ای   خزانی   که   جهان   از  دم  تو  گشته  بهار
در  سمن  زار   شکفتم   چو   شجر   می خندم
اخگری   از    رخ   خود   بر    من    بیچاره   زدی
دل  من  گشت  پریشان ، به  همان   می خندم
آنچنان مست و غزل خوان ز خرابات  دلم می آیم
که  چه شری  و  چه خیری ، به همان می خندم
این  که  امروز مها ، ای صنما ، نوع دگر می خندم
از ازل بود همین قسمت من، هم به همان می خندم
زلف   او   صید   دلم   کرد   به   تمنای   بلی *
بر چنین دام نه* و شعبده گر ، تا به ابد می خندم
* (الست بربکم...)
* دام نه، دامگزار

     این هم شعر نوید عزیز صاحب وبلاگ شعر سخن در استقبال از همان شعر . اشکالات نوید را هم به همان طریق می شود نادیده گرفت :

در  دلت  چیست  عجب  که   چو  شکر  می خندی
این  چنین  شاد    شدی   روی  ز  من    می بندی
دوش  شب  با  که  بدی  که  چو  سحر  می خندی
بنشستی به رقیبم که در از  عاشق  خود  می بندی
ای  بهاری   که   جهان   از  دم   تو   خندان    است
گر  خزانت  بشود  رقص کنا ن  بر  قد مم  می گریی
در   چمن   زار   شکفتی   چو    شجر    می خندی
گه    بسو زی    و    گهم    در     شررم      اندازی

     این هم یک دو بیتی زیبا از سیب ٬ صاحب وبلاگ سیب . البته این دو بیتی به نظر من آشنا میاد :

دلی  دارم  دل  اِستانش تو بودی
تمام  عقل  و  ایمانش  تو   بودی
دلم  مجنون  و  کافر  دلخوش  اما
که  دزد  ثروت   جانش  تو   بودی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 17:53  توسط سید ضیاء الدین رضاتوفیقی  |