برق آغاز نگاهت نرود از یادم
ای خوش آن برق که آتش زده بر بنیادم
مهر افسونگر چشمت به دلم کرد مقام
این چه حالی ست کز آندم همه در فریادم
به ! که از ظلمت هر زهد ریا دور شدم
لب چو بر شعله ی گرم لب تو بنهادم
بند تزویر بریدم چو به اسم معشوق
یار مستانه بیامد به مبارک بادم
رندم و لوطی و از خمر جوانمردی مست
سازشادی بزن ای دوست که من آزادم
کولی شهر ریاکاری عابد را دید
گفت : بر دین ریا کافر مادر زادم
"مشعل عشق برون می بردت از ظلمات "
راه بنمود مرا دوش چنین استادم
صبح می گفت نسیم:از لب معشوق مگو
ور نه اسرار شود فاش و دهد بر بادم
از سید ضیاء الدین رضاتوفیقی ۱۶/۳ /۸۵
اشتباه تکنیکی از آغاز نوشتن وبلاگ مرتکب شدم و چون می خواستم قالب را عوض
کنم ، اصلاحش نکردم . یک دوستی که در حال قبول زحمت طراحی قالبه نیز وعده ی
یکماهه اش به 6 ماه رسید . اینطوری ست دیگه : هزار وعده ی خوبان یکی وفا
نشود . خب اشتباه این بود که آدرس وبلاگ های دوستان را در قسمت پیوندهای
روزانه لینک می کردم . اما چون طراحی قالب ممکنه 6 ماه دیگه طول بکشه ! این بود
که تصمیم گرفتم اشتباه را اصلاح کنم . و این کار را کردم . عدالت ( نه به سبک
احمدی نژادی ) را اجرا کردم . یاد خطبه ی 16 امام علی ( ع ) در نهج البلاغه افتادم و
صدای دلنشین آیت الله طالقانی در خطبه های نماز جمعه ی اول انقلاب . آخه ترتیب
زمانی آشنایی با دوستان و تبادل لینک رعایت نشده بود و هر کس را دیرتر لینک می
کردم ٬ بالاتر قرار می گرفت . و این عدالت نبود . گر چه دلم می خواست در این اصلاح
٬ بعضی ها را بالاتر قرار بدم و مخصوصا عده ای که آشنایی زیادی با اونها پیدا کردم و
مرتب کامنت رد و بدل می کنیم اما خب عدالت عزیزتر از هر چیزی است . پس اونها
که بالا قرار گرفته بودند ، پائین اومدند و بالعکس .
امام ( ع ) این خطبه را در آغاز حکومتش ایراد کرد که این چند جمله بخشی از آن
ست : ... والذی بعثه بالحق لتبلبلن بلبله ، ولتغربلن غربله ، ولتساطن سوط القدر ،
حتی اسفلکم اعلاکم ، و اعلاکم اسفلکم و لیسبقن سابقون کانوا قصروا ، ولیقصرن
سباقون کانوا سبقوا : " سوگند به خدائی که پیامبر ( ص ) را برانگیخت ، سخت
آزمایش می شوید چون دانه ای که در غربال ریزند ، یا غذائی که در دیگ به هم زنند ،
به هم خواهید ریخت ٬ زیر و رو خواهید شد ، تا آنانکه ( به ناحق ) بالا بودند پائین ، و
آنانکه ( به ناحق ) پائین بودند بالا آیند . آنانکه سبقت در اسلام داشتند و ( به دلیل
کوتاهی حاکمان ) تا کنون منزوی بودند ، بر سر کار می آیند و آنها که به ناحق بالا
آمدند ( یا پیشی گرفتند ) عقب زده خواهند شد . "
عدالت این است . اجرای آن چنان دشوار است که کار هر کسی نیست .
دوستی ها و نزدیکی های فامیلی مانعی بر سر راه اجرای آن نمی تواند ایجاد کند و
به نظر من اجرای کامل آن فقط از دست انسان کامل و معصوم بر می آید نه امثال ما
یا مدعیانی که از آن محملی برای رسیدن به قدرت می سازند . با اینهمه ٬ هر کس
به قدر توان و طاقت بشری ملزم به اقامه ی عدل است
خب از تشبیه عذر خواهی می کنم ٬ این هم بهانه ای بود برای توجه به سخنان
علی (ع ) . راستی در کشور ما اکنون کسانی هستند که به ناحق بالا کشیده شده
باشند و یا به به ناحق پائین انداخته شده باشند ؟ یعنی آیا در کشور ما شایسته
سالاری ست یا باید گفت خدا بیامرزد شایسته سالاری را ؟
یازدهم اردیبهشت روز جهانی کارگر ، بر همه کارگران و زحمتکشان مبارک باد . از
روزی که ماشین و کارخانه و صنعت حد فاصل دنیای قدیم و جدید شد و بورژوازی در
غرب متولد شد و شیوه ی تولید عوض شد ، موضوعی به نام استثمار نوین و بهره
کشی مدرن انسان از انسان مطرح شد . مارکس با طرح ماتریالیسم تاریخی و
ماتریالیسم دیالکتیک و طرح منطق دیالکتیک ( که اصل آن را از هگل وام گرفته بود ) و
با همکاری و همفکری انگلس ، و کمک گرفتن از جامعه شناسی و اقتصاد و تاریخ و
فلسفه نوعی از جهان بینی و ایدئولوژی ارائه کرد که در آن به زعم خود علاوه بر
شناخت جهان و انسان و تاریخ ، گذشته ، حال و آینده ی بشر را می شناساند و این
شناخت قطعی و یقینی تلقی می شد . اگر چه اندیشه ی او و همفکرانش در علوم
انسانی تاثیر به سزا گذاشت اما واجد نارسایی های هستی شناسانه و روش
شناسانه ای بود که تا این نارسایی ها مورد قبول نئو مارکسیست ها قرار گرفت بیش
از یک قرن زمان سپری شد . اما بحث مهم مارکس در کتاب کاپیتال همانا طرح بحث
" ارزش اضافی " ست که بخشی از واقعیت را در بر دارد و بزودی در ادامه ی همین
مطلب یا مطلب بعدی به آن خواهم پرداخت . اما به مناسبت روز کارگر در این فرصت
کم فقط می توانم بگویم که استثمار کارگران در گذشته و حال ( یعنی از زمان تولد
بورژوازی ) وجود داشته و دارد . نیروی تولید هنوز به طور غالب کارگرانند و سرمایه
داری ، با اشکال مختلف خود همچنان به استثمار و سرکوب ادامه می دهد . ادامه ی
مطلب را بزودی خواهم نوشت .