انتخابات تمام شد و تحلیل همه جانبه ای را می طلبد که از آن می
گذریم . اما به نظر می آید اقلیتی بیش از 50 نفر از اصلاح طلبان ، با همه ی موانع
موجود ، به مجلس راه پیدا کنند . این اقلیت اگر منسجم و استوار باشند می توانند
نقشی مهم ایفا نمایند ، بویژه در دوره ی آینده ی ریاست جمهوری . نمایندگان اصلاح
طلبی که پیروز شدند ٬ اگر بتوانند بخشی از مستقل ها را با خود همراه کنند از
قدرت و نقش آفرینی بیشتری برخوردارند . اگر چه جمله ی امام خمینی بارها نقل
شده که مجلس در راس امور است ٬ اما تجربه نشان می دهد که در کشور ما ، در
شرایط فعلی دولت در راس امور است . پس انتخابات ریاست جمهوری دوره ی بعدی
بسیار مهم است .
بر اساس آمار اعلام شده ٬ حدود بیست میلیون ایرانی واجد شرایط رای ٬ درست
مثل انتخابات دور دوم ریاست جمهوری نهم ٬ در انتخابات مجلس هشتم شرکت
نکردند . اگر چه مشارکت صد در صدی انتظار بجایی نیست اما این جمعیت بیست
میلیونی را نمی توان نادیده گرفت .اگر آمار وزارت کشور را با آمار 47 میلیونی مقایسه
کنیم ، رقم عدم مشارکت بیشتر هم می شود و اگر عدم شرکت بی منظور و غیر
سیاسی را به حساب بیاوریم باز هم رقم کسانی که شرکت نکردند ٬ زیاد و قابل
توجه است که علل و عوامل عدیده ای ، از جمله عدم رقابت در بیش از 60 درصد
حوزه های انتخابیه یکی از عوامل مهم آن است . خب بر طبق عرف ایرانی فالی از
حافظ در مورد این انتخابات گرفتم که چند بیتی از آن را برای شما نقل می کنم .
البته با این اعتقاد راسخ که هرگز عالم از دست خدای قادر حکیم خارج نخواهد
شد و هر لحظه به اراده ی قاهره ی او کن فیکون و خلع و لبس و کون و فساد جاری
و ساری است . کسانی که کاندیداهای آن ها رای نیاوردند یا رد صلاحیت شدند اگر
سرد و گرم روزگار را نچشیده باشند و ایمان وثیق به قدرت قاهره ی الهی نداشته
باشند ، و قانونمندی های حاکم بر جامعه را باور نداشته باشند ٬ نگران و ناراحت و
عصبی و مایوس و سرخورده می شوند . و نیز کسانی که کاندیداهای آن ها با رانت
سیاسی یا بدون رانت سیاسی پیروز شدند اگر افق معنوی و ایمان مستحکم و
ظرفیت لازم را نداشته و به چند روزه ی پیروزیهای گذرا دلخوش باشند ، سرمست و
مغرور ٬ شطح گونه کوس انا الحق می زنند و رقبا و جریان رقیب خلع سلاح شده ی
خود را نابود شده می پندارند ، ولی زینگونه بسی آمد و زینگونه بسی رفت .
اما ابیاتی از فال لسان الغیب :
اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید
که بوی خیر ز زهد ریا نمی آید
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
طمع ز فیض کرامت مبر که خُلق کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید
جمیله ای ست عروس جهان ولی هشدار
که این مخدره در عقد کس نمی آید
خب انتخابات فردا برگزار می شود و جمع کثیری از کاندیداهایی که می توانستند
حرف ملت را بزنند حذف شدند و محافظه کاران به شرکت 50 درصدی مردم و رای 15
تا بیست درصدی خود و تفرق بقیه ی آرا و به دست گرفتن کرسی های مجلس در
غیاب جمع کثیری از مردم راضی هستند . اما با شرایط پیش آمده و تحمیل شده چه
باید کرد ؟
با همه ی تحلیل هایی که ارائه شد و گفتیم و شنیدیم و با همه ی رد صلاحیت
های غیر قانونی و جناحی ، معتقدم که باید در انتخابات شرکت کرد. دلایل شرکت را
فرستادن یک اقلیت قوی که بتواند حرف ملت را هرچند ضعیف ، به گوش قدرت
برساند می دانم . و نیز اقلیتی که اگر در انتخابات ریاست جمهوری آینده رئیس
جمهور اصلاح طلبی رای بیاورد ، بتواند از او حمایت کند . و دیگر اینکه گزینه ای بهتر ،
عملی تر و کم هزینه تر از اصلاحات که همراهی ملت را با خود داشته باشد سراغ
ندارم . نکته ی مهم این است که در هر حوزه ای که کاندیدای اصلاح طلبی وجود دارد
به او رای بدهیم و اگر نه به افراد مستقل . سعی کنیم به وکیل المله ها رای بدهیم
نه وکیل الدوله ها .
پیامبر رحمت :
اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه ، فمن لم یفعل فعلیه لعنت
الله = هر گاه بدعت ها میان امت من آشکار گردد ، باید دانشمند دانش خود
را آشکار کند و هر که نکند لعنت خدا بر او باد !
رحلت پیامبر رحمت که درود خدا بر او و خاندان پاکیزه اش باد ، شهادت امام
حسن مجتبی ( ع ) و امام علی بن موسی الرضا (ع ) تسلیت باد .
چشم ! با اشک مرا یاری کن ناله ! ای آه ! تو غمخواری کن
قلب در سینه نمی گیرد جای سینه از قلب تو دلداری کن
ای تو شیرین ! رها کن فرهاد بر مزار دل من زاری کن
یوسفت آمده کنعان ، یعقوب ! اشک بر فرقت من جاری کن
دم جانبخش مسیحا مددی جان ز کف رفت ، پرستاری کن
ای شفا بخش دل بیمارم مرحم وصلی و تیماری کن
ای که از آه سحر با خبری لحظه ای رندی و عیاری کن
گر به تردیدی از این عشق زلال زلف خود حلقه و قد ، داری کن
آخر ای مرگ ! تو را عاطفه نیست ؟ زندگی کشت مرا کاری کن
دوست ! بعد از خبر مرگ نسیم روح را رحمتی و یاری کن
از سید ضیاء الدین رضاتوفیقی ۱۷/۷/۱۳۸۲
امام حسین ( ع ) : اگر دین ندارید و از روز رستاخیز نمی ترسید ٬ در
دنیای خود آزاده باشید .
اربعین حسینی نه تنها یاد آور رشادت و از جان گذشتگی و عزت امام حسین
( ع) و اصحاب و یارانش در برابر ذلت پذیری است ٬ که گواهی بر صلابت و نستوهی
بازماندگان و اهلبیتش در دوران اسارت است . و چه دلخراش و غم انگیز است
مقایسه ی ترکیب کاروانی که از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا آمد و کاروانی که
امروز بر می گردد . اربعین حسینی بر شیفتگان و عاشقان امام حسین ( ع
تسلیت باد .
می دانید که رستم ، پهلوان افسانه ای ایران و قهرمان داستانهای حماسی
شاهنامه فردوسی و مدافع دلیر سرزمین و کیان ایران و ایرانی ، در پایان عمر به
حیله ی برادرش شغاد ، که بوسیله پادشاه کابل تحریک و تجهیز شده بود سوار بر
رخش به چاهی سر پوشیده و پهناور که در دیواره ها و کف آن نیزه و خنجر و
شمشیر تیز کاشته شده بود کشیده شد و رستم و رخش از زخم های شمشیر و
نیزه و خنجر از پای در آمدند . در لحظاتی که زنده بود زخم حیله ی برادر، بیش از زخم
جسم خون آلودش آزرده دلش کرد . غزلی مناسب وضع و حال فعلی ، از محمد علی
بهمنی و قطعه ای کوتاه از خوان هشتم اخوان ثالث :
زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد
زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد
باور نمی کنم به من این زخم بسته را
با چشم باز آن نگه خانه زاد زد
با این که در زمانه ی بیداد می توان
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد
یا می توان که سیلی فریاد خویش را
با کینه ای گداخته بر گوش باد زد
گاهی نمی توان به خدا حرف درد را
با خود نگاه داشت و روز معاد زد

اخوان :
رستم دستان !
در نگ تاريك ژرف چاه پهناور !
كِشته هر سو بر كف و ديوار ه هايش نيزه و خنجر
چاه غدر ناجوانمردان
چاه پَستان ، چاه بی دردان
چاه چونان ژرفی و پهناش، بی شرميش ناباور
و غم انگيز و شگفت آور
آری اكنون تهمتن با رخش غيرت مند
در بُن اين چاه آبش زهر شمشير و سنان گم بود .
پهلوان هفت خوان اكنون
طعمه ی دام و دهان خوان هشتم بود !
و می اندیشید
که نبایستی بگوید هیچ
بس که بی شرمانه و پست ست این تزویر .