زمین و زمان به تو دل سپرده بودند تا که در حساس ترین لحظه زندگی ٬
قهرمان دین و آزادگی ٬ چه تصمیمی خواهد گرفت !
ترس ؟ فرار ؟ سازش ؟
لحظه ی خطیری که همه آدمیان برای انتخاب بر سر دو راهی قرار خواهند
گرفت .
و ما قرن هاست که به تو نگریسته ایم ٬ تا بیاموزیم که چه کرده ای و چرا ؟
از مدینه تا مکه و کربلا چه گفته ای ؟
خون گرم و سرخ خویش را در رگ تاریخ ریخته ای تا چه را و که را تا پایان
زمان رسوا کنی ؟
که : یزید صفتان ردای دین می پوشند و نیکی ها را پنهان و پلیدی ها را
آشکار می کنند .
که : بر تن اسلام پوستین وارونه پوشیده اند .
که : دین لق لقه ی زبان شده است .
که : دینداری رخت بر بسته و آزادگی را نشانی نیست .
که : " زر و زور و تزویر " همواره می توانند از کسانی لشکری جرار فراهم
کنند که خود پیش از آن با اهل حق پیمان بسته بودند .
که : نه تنها عمر سعد ، که خود سعد ٬ صحابی پیامبر و سردار و مجاهد
جنگ های بزرگ ، و شریح ، این قاضی و فقیه و زاهد کوفه ، و شمر ابن
ذی الجوشن این همرزم علی (ع ) در صفین و راوی حدیث در کوفه را با
تهدید و تطمیع می توانند خرید .
که : آنگاه که پای جان و مال در میان باشد دین داران چه اندک اند !
که : ای بشریت ! و ای همه ی کسانی که به صلاح و فلاح و نجات
انسانیت کمر همت بسته اید : به هوش ! تشنگان قدرت ، حتی اگر فرزند
پیامبر باشی با نام همان پیامبر لب تشنه سرت را خواهند برید و بر منابر
جمعه و جماعت اعلان خواهند کرد که : حسین از دین جدش خارج شد . و
عوام برای صواب بر سر و روی زنان و کودکانت در کوچه های شام آب دهن
و سنگ پرتاب خواهند کرد .
که : حتی اگر تعداد مبارزان حق و آزادگی اندک باشند اما استوار در
پاسداری از حق ، می توانند مسیر جامعه را تغییر دهند و اگر جان خویش را
به خدا هدیه کنند ، خدا خود خون بهای آنان است .
که : اگر چه می گویند هر کسی قیمتی دارد ، اما می شود به جائی
رسید که دو جهان در برابر ارزش تو به پشیزی نیرزد .
سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن
شرایط در کشور ما چنان اسف بار است که صبر بر آن طاقت فرساست . می خواهند انتخابات مجلس هشتم را بر گذار کنند . موقعیت بین المللی کشور بحرانی و خطرناک است . قطعنامه های تحریم کار خود را کرد ، فشار اقتصادی و تورم را افزایش داد و تهدید حمله ی نظامی همچنان در دستور کار است . بوش در آستانه ی سفر خود به اسرائیل جنگ جهانی سوم و خطر ایران را منتفی ندانست . اسرائیلی ها به گفته ی نشریه ی فرانسوی فیگارو به او خواهند گفت که بر خورد با ایران از فلسطینی ها و حماس و حزب الله اولویت بیشتری دارد . سه ناو جنگی آمریکا از تنگه هرمز وارد شدند و قایق های تندروی ما هم مانوری دادند . آمریکا در راستای تبلیغات بزرگ نمایی خطر قدرت ایران این موضوع را نیز بزرگ کرد . ما نیز در توهم قدرت بزرگ بودن بسر می بریم . در حالیکه مثل شیر پیر و بی رمقی هر روباهی به ما لگد می زند ، کشورهای سواحل خزر با درک ضعف موقعیت ما ، حق ما را در دریای خزر به رسمیت نشناختند ، شورای همکاری خلیج فارس که احمدی نژاد هم در آن شرکت کرد در بیانیه ی پایانی خود سه جزیره ی تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابوموسی را متعلق به امارات اعلام کرد ٬ رئیس جمهور کشور اشغال شده و جنگ زده و بحران زده ی عراق ٬ قرار داد الجزایر را مثل صدام منتفی اعلام کرد و حق ایران را بر اروند رود به رسمیت نشناخت .
در چنین شرایطی حاکمیت یک دست محافظه کاران می خواهد انتخابات برگذار کند . محافظه کارانی که از اول انقلاب تا کنون نشان دادند که به جمهوریت نظام و رای مردم اعتقاد ندارند . هیئت مرکزی نظارت و هیئت های نظارت استان ها بی استثنا از یک جناح هستند . ستاد انتخابات وزارت کشور ، استانداران و فرمانداران و بخشداران که مجری انتخابات اند ٬ نیز از همین گرایش سیاسی هستند . توصیه ی اصلاح طلبان این بود که برای سلامت انتخابات هیئت های اجرائی ترکیبی از افراد سالم دو جناح سیاسی کشور باشد ، اما بر اساس اطلاعات موجود هیئت های اجرائی را نیز ٬ تقریبا همه ٬ از همین گرایش سیاسی انتخاب کردند . دغدغه سلامت انتخابات و تایید صلاحیت ها جدی است . طبق محاسبه ٬ مجلس و دولت و شوراهای اسلامی شهر و روستا ، در برابر نهادهای انتصابی ، هر سه دارای 15 درصد قدرت کشور هستند . آقایان محافظه کاران ریسک نمی کنند و نمی خواهند همین 15 درصد را هم به مردم واگذار کنند .
البته رفتار آن ها اگر چه غیر قانونی ست ولی قابل درک است . چون وضعیت موجود قدرت به نفع آن هاست و می خواهند آن را حفظ کنند . تهدید خارجی را به نفع خود می دانند ، چرا که به این بهانه می توانند اصلاح طلبان را به قدرت راه ندهند . از چند ماه قبل ٬ سیل اتهامات واهی وابستگی به غرب و آمریکا و نیز تهمت فساد مالی و انحراف عقیدتی را روانه اصلاح طلبان کردند ٬ منتظر طوفان اتهامات در دو ماه باقی مانده هم باشید . چنان رعب تبلیغاتی و جنگ روانی به راه انداختند که گویی مجلس ششم منتخب کاخ سفید بود و نه ملت ایران . و چنان موضوع براندازی نرم و تندروی و ساختار شکنی و در نهایت انقلاب مخملی و نارنجی را به اصلاح طلبان نسبت می دهند که گویی اصلاح طلبان و مردمی که هوادار آنانند ٬ ایرانی نیستند و صادرات غرب اند که به صورت قاچاق وارد کشور شدند ، پس این ملت ایران کی و کجا هستند که همه به خود حق می دهند از طرف آن ها حرف بزنند ؟ چرا نمی گذارند ملت ایران خود در انتخاباتی آزاد و رقابتی هر که را دوست دارند انتخاب کنند و به این روش درست ٬ حرف خود را بزنند ؟ مگر کسی قیم ملت است ؟ مگر شورای نگهبان قیم ملت است ؟ مگر انقلاب بخاطر آزادی ملت از قیمومیت نبود ؟ مگر انقلاب نکردیم که آزاد فکر کنیم ، آزاد بنویسیم و حرف بزنیم ، آزادانه حاکمین خود را انتخاب کنیم و هر وقت تشخیص دادیم صلاحیت ندارند آن ها را از قدرت عزل کنیم و آزاد زندگی کنیم ؟ مگر همین ملت شما را به قدرت نرساندند ؟ وقتی به قدرت رسیدید ملت را نادان و سفیه و نابالغ پنداشتید و قدرت را با چنگ و دندان و به هر وسیله ای ٬ در دستان خود نگه داشتید ؟ دین را ملعبه ی قدرت طلبی و منافع سیاسی و اقتصادی خود کردید ؟ به قول فردوسی :
زیان کسان از پی سود خویش بجوئید و دین اندر آرید پیش ؟
تاکی می شود اینگونه عمل کرد ؟ چرا نباید از گذشته ی سرنوشت اهل قدرت عبرت گرفت ؟ چرا با ملت خود آشتی نمی کنید ؟ چرا امنیت ملی و تمامیت ارضی و اعتبار بین المللی این کشور کهنسال و این ملت با فرهنگ را قربانی قدرت طلبی خود می کنید ؟ این همه بدبختی و فلاکت و نکبت کم است ؟ تورم را به بالای 20 درصد رساندید و حال آنکه به ملت قول دادید آن را به زیر 10 درصد برسانید . نقدینگی را ظرف دو سال از 73 هزار میلیارد تومان به دو برابر یعنی ۱۴۰ هزار میلیارد تومان رساندید ، غول تورم را بیدار کردید که به قولی تا سی سال مهار نخواهد شد ، اقتصاد را ویران کردید ، سیاست را به سمت تباهی می کشانید ، فرهنگ را خفه کردید ، دین و اخلاق را وسیله قرار دادید ، این تذهبون ؟ این مردم دین شان و کشورشان را دوست دارند ، با شما هم دشمن نیستند ، اگر راه صلاح را پیشه کنید و با ملت صلح کنید و خود را قیم آن ها ندانید ، هنوز هم دیر نشده است . از مردم جدا نشوید ، منافع جناحی خود را بر منافع ملی ترجیح ندهید ، آزادی انتخاب به مردم بدهید ، هر دولتی یا کاندیدایی را که مردم نخواستند ، با احترام به رای ملت کنار برود ، با ملت دشمنی و دهن کجی نکنید که عاقبت خوبی ندارد . گر چه می دانم که گوش اصحاب قدرت همیشه برای شنیدن حرف حق ناشنواست :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ماست
آنچه البته به جائی نرسد فریاد است
در آغاز محرم حسینی سه جمله از آن امام عزیز نقل می کنم و اگر سعادتی بود تاسوعا و عاشورا مطلبی می نویسم .
امام حسین ( ع ) :
من نیتی جز امر به معروف و نهی از منکر ندارم .
من قصدی جز اصلاح امت جدم ( پیامبر ) ندارم .
اگر دین محمد ( ص ) مستقیم نمی گردد جز با خون من ٬ پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید .

سلام به همه ی دوستان
از همه تون ممنونم که در مسابقه ی ضرب المثل وبلاگ من شرکت کردید . حالا برنده های اول تا سوم را بر اساس تعداد ضرب المثل هایی که دوستان فرستادند اعلام می کنم . البته این پست همچنان فعال است و جای برندگان ممکن است بعدا تغییر کند . ولی خب چون انتخابات مجلس هشتم است باید سری به اونجا هم بزنم تا ببینیم در دیگ سیاست چه آشی برای مردم دارند می پزند .
۱ـ رد پای بارون ، با 55 ضرب المثل نفر اول .فعلا این دسته گل تقدیم شما تا بعد :
۲ـ بارون 45 ، با 45 ضرب المثل نفر دوم . این دسته گل باز هم فعلا تقدیم به شما :

۳ـ طوفان عشق ، با 55 ضرب المثل نفر سوم . و این هم دسته گل سوم تقدیم به شما :
علت سوم بودن این عزیز ، فارسی نبودن بیشتر ضرب المثل های ارسالی ایشون است . ولی با زحمتی که کشیدند استحقاق اول شدن را هم داشتند .
جناب آقای ایرج عزیز با لطف فراوانی که به این وبلاگ دارند ٬ در مطلب زیر ابتکار خیلی جالبی به کار بردند . ایشان علاوه بر تحلیل عالمانه از علل وفور ضرب المثل در زبان شیرین فارسی ٬ از شما عزیزان خواستند که هر کدام یک یا دو ضرب المثل در این پست کامنت بذارید . در واقع مسابقه ضرب المثل . من نمی دانم از این عزیز چگونه تشکر کنم . اما خواهش می کنم هر تعداد ضرب المثلی که بلد هستید و از آن ها خوشتان می آید و تا جائی که وقت دارید ٬ بنویسد و اگر ضرب المثلی که لطف می کنید و می نویسید ٬ به فارسی نبود ترجمه آن را هم لطفا بنویسید . پیشاپیش از لطف همه تون ممنونم . اما کاش آقای ایرج مشخصات و عکسی از خودش همراه مطلب با پست الکترونیک می فرستاد .
ضرب المثل در فرهنگ نامه های پارسی ٬ داستان زدن ٬ مثال آوردن ٬ مثل زدن ٬ و مثل زدن در کلام معنی شده است . معروف ترین مجموعه مکتوب ازضرب المثل های رایج در محاوره و کتابهای فارسی را مرحوم علی اکبر دهخدا(رحمة الله علیه)در کتابی 4جلدی جمع آوری کرده است . که کتابی مرجع در این خصوص است .
ضرب المثل در زبان پارسی ؛ اعم از گفتاری و نوشتاری ؛ جایگاهی ویژه دارد . ضرب المثل ها معمولا بصورت عبارت ٬ جملات غالبا کوتاه ؛ یک مصرع ٬ یک بیت ٬ یا ابیاتی از یک قطعه شعر ٬ حتی بخشی از یک آیه قرآن یا حدیث است . درون مایه ضرب المثل ها ٬ مطلبی حکمی(به کسر ح)رمز و اشاره ٬ استعاره یا تشبیه و کنایه و از زبان و رفتار ها و حالت انسانها ٬ حیوانات و اشیاء حکایت دارد.. غالبا ایرانیان تبحری ذاتی در بکار بردن آن دارند و به نسبت هنر مندی افراد ضرب المثلی بجا بکار می برند و گاه یک جمله اسمیه منظوری را به مخاطب تفهیم می کند که یک صفحه شرح و شان ظهور آن است . هر ایرانی معمولا در خزانه معلومات و دانش خود چندین ضرب المثل دارد . و در کلام روزمره بخوبی متوجه منظور ضرب المثل های مشهور میشود . 
علاوه بر زبان نوشتاری و رسمی پارسی ؛ در گویش ها و لهجه های پارسی و زبان های ایرانی (منظور زبانهایی است که ایرانیان ساکن در برخی از مناطق ایران بدان تکلم می کنند . مانند ترکی آذری ٬ ترکی قشقایی و ترکمنی ٬ و نیز گویش ها ٬مانند کردی ٬ لری ٬ مازندرانی و گیلکی ) نیز ضرب المثل های فراوان و نغز و پر مغزی وجود دارد .
کاربرد وسیع ضرب المثل در گفتار و نوشتار ایرانیان را می توان ناشی از ذوق لطیف و طبع ظریف آنان دانست . سایه شوم استبداد در طول تاریخ بر این سرزمین اهورایی ٬ و نیز اندیشه و تفکر پر راز و رمز ایرانی علت دیگری در رشد این پدیده است . البته علت های دیگری نیز بر این علل می توان افزود . حال اگر در کثرت ضرب المثل های ایرانیان تردید ٬ یا حتی به کثرت آن اعتقاد دارید ٬
لطفا یک یا دو ضرب المثل زیبای رایج در نواحی مختلف ایران را یادداشت بفرمایید تا زمینه فراهم آمدن امثال و حکم کوچک الکترونیکی تارنمای "نسیم سحری "فراهم آید . گرچه نگارنده خود در این نوشتار از ضرب المثل بهره مند نشده است .
ایرج .


کاش که در سینه دلی داشتی تا که تمنای گلی داشتی
و این دلم از خاک در کوی تو حق کمی آب و گلی داشتی
هر که به کوی تو خریدار شدبه دام زلف تو گرفتار شد
کاش کسی همدم و همراز بود با سفر عشق هم آواز بودمحرم اسرار سر آغاز بود تا به سر انجام نظر باز بود
محرم اسرار خبردار شد
راز نهان گفت و سر دار شد
کاش نگاهت سر سودا نداشت تا دل من اینهمه غوغا نداشت
کاش لبت شهوت یغما نداشت غارت دین را به تقاضا نداشت
چشم و لبت رهزن عیار شد
سرقت دل شیوه ی دلدار شد
کاش سر سینه من چاک بود تا که ببینند دلم پاک بود
هر چه در او شعله چالاک بود ندیده گفتند کفی خاک بود
دل به هوای تو که بیمار شد
بی هنری گفت مرا : خوار شد !
درد من از طعنه ی نامرد نیست گر بزند تیر ٬ مرا درد نیست
این همه نامرد ؟ بگو مرد کیست ؟ نه،توکه هستی! چه غم ار مردنیست ؟
مردی اگر بود ٬ چنان خوار شد
عروسک کوکی بازار شد
کاش دمی بیخود و مستم کنی زلف سیه حلقه ی دستم کنی
نیست شوم از خود و هستم کنی شاد تر از روز الستم کنی
مست سر زلف تو خمار شد
لوطی و سرزنده و عیار شد
با تبریک عید غدیر ، چند جمله ای از دو خطبه ی نهج البلاغه برای شما انتخاب کردم . بعضی از علمای اهل سنت بر اصالت نهج البلاغه انگشت اتهام گذاشتند . اما چون بسیاری از اسناد تاریخی موجود است ، و نویسندگان این اسناد هم اهل سنت هستند ، چندین کار پژوهشی علمی در مورد اسناد نهج البلاغه انجام گرفت که صحت کار سید رضی را در گردآوری این کتاب کم نظیر تایید کرد . غدیر یعنی برکه ی آب و غدیر خم محلی است بین مکه و مدینه ، در نزدیکی های منطقه ی جحفه ، که کاروان های حاجیان سراسر عربستان ٬ از زمان های دور ٬ در آن محل از یکدیگر جدا شده و به سمت شمال و جنوب و شرق و غرب عربستان و محل های سکونت خود می رفتند . آنجا بود که پیامبر اسلام در آخرین حجی که به جای آورد ( حجة الوداع ) در اجتماع بزرگ حاجیان خطبه ای ایراد کرد و دست علی ( ع ) را گرفت و بالا برد و گفت : من کنت مولاه فهذا علی مولاه ، الهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و النصر من نصره و اخذل من خذله ، و ادا الحق معه حیث کان ...
در صحت این حدیث به دلیل تواتر در کتب اهل سنت کسی تردید نکرد فقط اهل سنت در معنای لغت مولا که معانی دیگری هم دارد ، با شیعه اختلاف دارند . بحث کلامی شیعه و سنی در مورد امامت و خلافت و استدلال های هر کدام به بلندای تاریخ اسلام ، از رحلت پیامبر تا کنون است . در یک جمله اهل سنت به حکومت زمینی و اجماع مسلمانان ، پس از رحلت پیامبر معتقدند و شیعیان به حکومت امامان معصوم و نصب الهی و نص جلی و بیعت مردم هر دو معتقدند . البته شیعه در غیاب امام معصوم ، به حاکمیت عالم ترین و عادل ترین فردی که بر او اجماع شود باور دارد . امام علی ( ع ) در اثبات حق حکومت خود بر دو صفت علم و عدل ٬ و گاهی هم بر صفات دیگر و نزدیکی به محل نزول وحی ٬ یعنی پامبر اسلام تکیه می کند . اینک فرازی از خطبه ی دوم و سوم نهج البلاغه :
عترت پیامبر جایگاه اسرار خداوندی و پناهگاه فرمان الهی و گنجینه ی علم خدا و مرجع احکام او ... هستند . کسی را با خاندان پیامبر نمی توان مقایسه کرد ... عترت پیامبر اساس دین و ستون های استوار یقین اند ... و وصیت پیامبر نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت به آن ها تعلق دارد ...
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید ...
برقی از چشمان مستت ٬ ناگهان آزاد شد
بر دل جانم نشست و ٬ رشته ام بر باد شد
می خرامیدی به ناز و ناله می کردم به سوز
سر به نشنیدن زدی تا ناله ام فریاد شد
چشم را تا کی به مستوری ٬ دریغ از یک نگاه
داد دل را می ستانم ٬ گر ز حد بیداد شد
کو به کو پیگیر آن عطر نفس های توام
بر سر هر کو غمی رفت و دل از من شاد شد
گیر نام و ننگ بودم ٬ زین دو چون ویران شدم
سر به رسوایی زدم ٬ ویرانه ام آباد شد
خانه ی عمرم سپردی گر به طوفان بلا
بال پروازم گشودی خود ٬ بلا استاد شد
هم نوا شو با نسیم ای لاله ی خوش رنگ و بو
یک نفس با او نشستی کز قفس آزاد شد
از سید ضیاء الدین رضاتوفیقی ۱۳۸۳

با تبریک تولد حضرت عیسی و کریسمس جملاتی از انجیل متی را برای شما انتخاب کردم . اما نخست آشنائی مختصری با انجیل . در تورات ، کتاب اشعیای نبی این جمله آمده " باکره ای ، فرزندی به نام عمانوئیل به دنیا خواهد آورد " عمانوئیل یعنی خدا با ماست . انجیل یعنی مژده ، خیر .
انجیل چهار روایت است : اول انجیل مرقس که فردی مسیحی و یونانی الاصل بود و انجیل را به زبان یونانی در رم و در حدود دهه ی هفتاد میلادی نوشت . دوم ، متی ، که یهودی و اهل بیت المقدس بود و انجیل خود را در دهه ی هشتاد میلادی به زبان عبری نوشت . سوم ، لوقا که ادیبی غیر یهودی ٬ و از ساکنین آسیای صغیر یا رم بود و انجیل خود را به زبان لاتین در دهه ی نود میلادی نوشت . چهارم ، انجیل یوحنا که روحانی ای یهودی ٬ و از ساکنین شهر افسوس بود و انجیل خود را در حدود سال 110 میلادی به زبان آرامی نوشت .
انجیل دیگری به نام برنابا هست که بنا بر آنچه در دایره المعارف انگلیسی آمده ، پاپ گلاسیوس اول ٬ که در سال 492 به منصب پاپی رسید ٬ مسیحیان را از خواندن آن منع کرد و اصحاب کلیسا اصالت آن را قبول ندارند ، زیرا که با انجیل های چهارگانه همخوانی ندارد و از پیامبر اسلام در آن نام برده شده است . برخی محققین معتقدند که انجیل برنابا به زبان عبری یا یونانی نوشته شده و نسخه ی موجود در کتابخانه ی وین ٬ در قرون وسطی از زبان عبری یا یونانی به زبان لاتین ترجمه شده است . اما فرازهایی از انجیل متی به نقل از حضرت عیسی :
" خوشا به حال آنانکه گرسنه و تشنه ی راستی اند ، که سیر خواهند شد . خوشا به حال آنانکه رحم می کنند ، که بر آنان رحم خواهد شد ... خوشا به حال صلح کنندگان ... شاد باشید و وجد نمائید ... شنیده اید که گفته اند به دوست محبت کن و با دشمن کینه بورز ؟ اما من می گویم دشمن خود را دوست بدار و آنان که شما را نفرین می کنند ، دعا کن ، با آنان که با شما دشمنی می کنند ، نیکی کن ، و به آنان که شما را دشنام می دهند ، درود بفرست و دعاشان کن . اگر فقط کسانی که شما را دوست دارند ، دوست بدارید ، که هنری نکردید ... پس رو به سوی کمال آورید که خدای شما چنین است ... تا هنگامی که تغییر نکنید و چون کودک نشوید به ملکوت آسمان راه نخواهید یافت
کاهنان ( روحانیان یهودی ) بر منبر موسی نشسته اند ، گفتار آنان را یاد بگیرید و عمل کنید ، اما از عمل آنان پیروی نکنید ، زیرا خود به آنچه می گویند عمل نمی کنند ، زیرا که بارهای گران بر دوش مردم می گذارند و انگشتی از انگشتان خویش را زیر بار نمی برند ، تمامی کارهای آنان برای این است که مورد توجه مردم قرار گیرند ( ریاکارند ) ... دوست دارند در میهمانی ها بالای مجلس و در مجامع بر صدر نشینند ... آنکس بزرگ شماست که خدمتگذار شما باشد ، هر که خود را بلند گیرد ، پست گردد و هر که خود را پست بگیرد بلند گردد ، ای کاهنان ریاکار ! وای بر شما ! ... زیرا که اموال بیوه زنان را می خورید و برای ریاکاری نماز خود را طول می دهید ... وای بر شما کاهنان ریاکار که از پودر سبزی و شوید ( نوعی سبزی خوردنی ) و زیره زکات می گیرید و بزرگترین احکام شریعت را که عدالت و رحمت و ایمان است ، رها کرده اید ، پشه را در صافی خود نگه می دارید و شتر را رها می کنید ... ای کاهنان ریاکار ! وای به حال شما ! به گورهای گچ کاری شده می مانید که از بیرون زیبا و ازدرون پر از استخوان های مردگان و نجاست است ، شما در ظاهر به مردم عادل می مانید اما در باطن مملو از ریا و گناه هستید ... "
لازم است ٬ پیش از پرسش از آقای کروبی به شما بگوییم که آنچه در زیر می خوانید موضع شخصی ، در وبلاگ شخصی است و نه موضع حزبی یا جناحی .
شیخ ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پک خطا پوشش باد
می دانید که مدت هاست ستاد اصلاح طلبان کشور ، در تهران و استان ها و شهرستان ها ، با شرکت بیش از بیست حزب و تشکل و شخصیت های اصلاح طلب تشکیل شد . در این ائتلاف احزاب شناخته شده ی اصلاح طلب و تشکل های صنفی ریشه دار از معلمان و دانشگاهیان و کارگران و روحانیون و هزاران شخصیت برجسته ملی و منطقه ای حضور دارند . پشتوانه ی این ستادها شخصیت های اثر گذاری مثل هاشمی رفسنجانی و شخصیت های محبوبی مثل سید محمد خاتمی ، که خود ستاد مرکزی این ائتلاف را سازماندهی و تشکیل داد ، هستند .
یکطرف رقابت جبهه ی اصلاحات است و طرف دیگر جبهه ی محافظه کارانی که علاوه بر سایر اهرم های حکومتی ، نظارت و اجرای انتخابات مجلس هشتم را نیز در دست دارند . بیم رد صلاحیت ها و دغدغه ی سلامت انتخابات مشکل اصلی جنبش اصلاح طلبی ، در این انتخابات است . اگر چه شاخه های حزب اعتماد ملی در اکثر استان ها در ائتلاف حضور دارند ، اما تلاش برای حضور شیخ در ائتلاف تهران تا کنون به نتیجه نرسید. نا گفته نماند که تعدادی از اعضای شورای مرکزی این حزب اعتقاد به حضور در ائتلاف داشته و دارند .
شیخ بزرگوار ، جناب آقای کروبی ، پیش از انتخابات ریاست جمهوری نهم ، حملاتش علیه هاشمی بود . با اعلام نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم ٬ آن نامه ی معروف شدید الحن را به رهبری نوشت و از همه ی مناصب دولتی خود و نیز مجمع روحانیون مبارز ، که خود موسس آن بود استعفا داد . پس از آن ٬ حملات خود را متوجه محافظه کاران و احمدی نژاد نمود . اندکی بعد ناگهان تیغ تیز حملاتش 180 درجه برگشت و به سمت احزاب اصلاح طلب و حامیان دکتر معین و حتی شخصیت هایی که در آن انتخابات سکوت کرده بودند ، نشانه رفت . مدتی نه چندان طولانی مجوز تاسیس حزب اعتماد ملی و روزنامه ی اعتماد ملی به سرعت به وی داده شد . حزب اعتماد ملی ، باز هم با سرعت در استان ها ، تشکیل و با امکانات قابل قبولی شروع به کار کرد . اعضای این حزب در تهران و استان ها اکثرا از اصلاح طلبان خوش سابقه و از دوستان قدیمی و همگامان سایر اصلاح طلبان کشور هستند . شیخ بزرگوار اصلاحات در این مدت هر چه بیشتر به دوستان خود حمله می کرد و می کند ، کمتر پاسخ می شنید و می شنود . و این سکوت نه از سر بی پاسخی ست که از روی مصلحت و نیفتادن در دام اختلاف افکنی ها و فراهم نکردن سوژه برای رسانه های رقیب و صدا و سیماست که از چند ماه پیش ترفند تبلیغاتی تقسیم اصلاح طلبان به تندرو و میانه رو را در دستور کار خود قرار دادند . شیخ بزرگوار همه ی خطاهای کرده و ناکرده را در طول هشت سال حاکمیت نیم بند اصلاح طلبان بر نهادهای انتخابی ، مجلس و دولت ، به گردن کسانی انداخت که از او حمایت نکرده و از دکتر معین حمایت کردند . و خود را نیز از اشتباه و خطا در آن مدت مصون وانمود کرد .
می گوییم یا شیخ سلمنا . شعر حافظ را زمینی معنی می کنیم و می گوییم : شیخ ما گفت خطا بر قلم صنع ( بنده ) نرفت آفرین بر قلم پاک خطا پوشش ( پوشت ) باد. قبول . شما هیچ اشتباهی نداشتی .
همه ، شما و سوابق قبل و بعد از انقلاب شما و حرمت و جایگاه شما را نزد بنیان گذار جمهوری اسلامی می دانند و صراحت و شجاعت و مردم داری شما را تحسین می کنند . اما اجازه داریم از محضر شما چند سئوال بپرسیم ؟ شما نمی دانید که یکی از علت های اساسی شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم تشتت و تفرقه اصلاح طلبان و داشتن سه کاندیدا بود ؟ حالا مقصر کی بود ، به فرض که همان هایی باشند که شما می گویید . ولی تهدید خارجی کشور را ٬ و وضع داخلی اسف بار ملت را بلحاظ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نمی بینید و آیا راه برون رفت از بحران های موجود ائتلاف نیست ؟ حاکمیت یکدست و تهدیدات مکرر رد صلاحیت ها را نمی شنوید و آیا تفرقه ٬ زمینه را برای رد صلاحیت های گسترده فراهم تر نمی کند ؟ آیا مصالح ملت بر منافع شخصی و حزبی ترجیح ندارد ؟ هستند کسانی که به شما رای ندادند اما شما را دوست دارند و نگران شرایط پیش آمده هستند و علاقمند نیستند که جوری عمل کنید که رفیق را بیازارد و رقیب را شاد کند . و دوست ندارند که رقبایت با پخش مصاحبه ها و سخنانت شما را در رسانه های خود بزرگ و در چشم مردم کوچک کنند . آیا با گذاشتن اسم " ائتلاف بزرگ و مردمی " بر همراهان فعلی خود ، مجموعه ی همراه شما ٬ بزرگ و مردمی خواهند شد ؟ آیا نمی دانید که در انتخابات ریاست جمهوری نهم مشارکت و سازمان تنها بودند و اکنون چند حزب و تشکل بزرگ در کنار آن ها هستند و آقای خاتمی و صدها شخصیت برجسته و محبوب ملی در ائتلاف تشکیل شده بوسیله آقای خاتمی حضور دارند و این صف بندی از نظر وزن با آن انتخابات بسیار متفاوت است ؟
خروج از شرایط موجود جز با فداکاری بدست نخواهد آمد و فداکاری در سوابق شما فراوان است . با این همه اگر به همین مسیر هم ادامه بدهید باز شما را دوست داریم .